أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

78

تجارب الأمم ( فارسى )

بر كار كشور بماند . ليك كىخسرو سر باز زد و چون نوميد شدند گفتند : - « اگر بر رأى خود استوار باشى ، پس يكى را به پادشاهى برگزين » لهراسب در آن جاى بود . كى خسرو اشاره به دو كرد و گفت كه وى از ويژگان من است و همو جانشين من است . لهراسب بپذيرفت و مردم به سوى او روى آوردند و كى خسرو ناپديد شد . برخى گويند كه براى پرستش يزدان پنهان گرديده و كس نداند كه در كجا مرده است . پاره‌اى جز اين گويند . بارى ، پادشاهى كى خسرو شصت سال بپاييد و آن گاه لهراسب به پادشاهى رسيد . [ لهراسب و بخت‌نرسى ] گويند : لهراسب برادرزادهء كى كاوس بود . وى براى خود تختى زرّين و گوهرنشان برگزيد و شهر بلخ را در خراسان براى او ساختند و آن را زيبا [ 1 ] نام نهاد . وى نخستين كسى است كه ديوانها پديد آورد و براى خود سپاه برگزيد و پادشاهى خويش را نيرومند ساخت و زمين را آباد كرد . به روزگار او شكوه توران بالا گرفت . از اين روى ، بلخ را جايگاه خويش كرد تا با توران بجنگد . بختنصر را اسپهبد اهواز تا سرزمين روم در باختر دجله كرد . وى را به پارسى بخت‌نرسى گفته‌اند . بخت‌نرسى [ 2 ] چون به دمشق رسيد مردم با وى سازش كردند . سردارى را به بيت المقدس فرستاد و با شاه اسرائيليان كه مردى از فرزندان داود بود سازش كرد و از وى چندين گروگان گرفت و بازگشت . چون به طبريه رسيد فرزندان اسرائيل بر شاه خويش بشوريدند و او را كشتند . به او گفتند : - « به بابليان گروگان دادى [ 3 ] و ما را زبون داشتى . » سرانجام كارى كه با شاه خويش كردند آن بود كه سردار بخت‌نرسى آن چه را كه گذشت در نامه‌اى به وى گزارش كرد و بخت‌نرسى به وى پاسخ نوشت كه در جاى

--> [ ( 1 ) ] زيبا ، در متن : حسناء . [ ( 2 ) ] در طبرى ( 2 : 645 ) : بخترشه ، و در حواشى آن بخت‌نرسه ، بخترسه آمده است . در فارسنامه نيز بخت‌نرسى است . [ ( 3 ) ] در متن : داهنت : در طبرى ( 2 : 646 ) : راهنت ( گروگان داده‌اى ) . آن چه در متن آمده مصحف ضبط طبرى است كه ضبط طبرى درست‌تر مىنمايد .