أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

381

تجارب الأمم ( فارسى )

روزگار عثمان عفّان سخن از گفتنىهاى شورى و آن چه از آن ياد بايد كرد و شايستهء اين كتاب است هنگامى كه عمر كشته شد ، آن گاه كه دشنه خورده بود ، به وى گفتند : - « جانشين خويش را برگزين . » سر باز زد و كس را به نام باز نگفت و گفت : - « به اين چند تن چنگ زنيد كه پيامبر ( ص ) به هنگام مرگ از ايشان خشنود بوده است : على و عثمان دو پسر عبد مناف ، و عبد الرحمان و سعد دو خالوى پيامبر ، و زبير عوّام يار نزديك [ 1 ] و پسر عمّهء پيامبر ، و طلحهء نيكى [ 2 ] . بايد كه يكى را از ميان خود برگزينند . سه روز راى زنند . صهيب با مردم نماز بگزارد . مباد كه چهارمين [ 3 ] روز فرا رسد و فرمانروايى هم از شما بر شما نباشد . پسرم عبد الله نيز با شما نشيند و راى زند ، بى آن كه از فرمانروايى بهره‌اى به وى رسد . ليك ، طلحه با شما انباز است كه اگر در اين سه روز به مدينه رسد ، وى نيز به شما بپيوندد ، و اگر سه روز بگذرد و از راه نرسد ، كار را خود به پايان بريد . » به بو طلحهء انصارى گفت : - « خداوند و الا ، از دير باز ، اسلام را به شما نيرومند داشته است . پنجاه تن از ياران

--> [ ( 1 ) ] در متن : حوارى . [ ( 2 ) ] در متن : طلحة الخير [ ( 3 ) ] در متن : اليوم الثالث . تصحيح از طبرى است . ( 5 : 2778 ) .