أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
245
تجارب الأمم ( فارسى )
روزگار ابو بكر نمونهاى از برش و استوارى راى كه از ابو بكر ( رض ) بود چون پيامبر ( ص ) درگذشت ، تازيان از دين برگشتند و آشوب همه جا را بگرفت و مردم به برگشتگان پرداختند و كار مسيلمه و طليحه را فرو هشتند . چنان كه كار آن دو بالا گرفت و سخت شد . ويژگان و تودهء هر قبيله ، جز قريش و ثقيف ، از دين برگشته بودند . ابو بكر كه مردى نرم بود تندى پيش گرفت . ليك دور انديشى و خردمندى را از دست نداد و با آن كه ياران بر او راى به پيكار زدند وى نپذيرفت . أسامهء زيد كه پيامبر او را بر سپاهى گمارده و پس از كشته شدن پدرش زيد ، به جاى او فرستاده بود ، در آن هنگام در مدينه نبود . مردم مدينه اندك بودند . طليحه با پشتيبانى قبيلههاى اسد و غطفان و طى نيرومند شده بود . قبيلهها نمايندگانشان را به نزد بو بكر فرستادند كه آنان بر مهتران مدينه فرود آمدند و به ايشان گفتند : - « ما نماز مىگزاريم ، اما زكات نمىدهيم . » بو بكر بر راى خويش استوار ماند و گفت : - « اگر زانوبند شترى از من باز دارند ، به جنگ از ايشان بستانم . » [ 1 ] نمايندگان به سوى قبيلهها بازگشتند و به آنان خبر دادند كه در مدينه ياران اسلام اندك شدهاند . آنان را به آز افكندند . خردمندى بو بكر در اين بود كه پس از رفتن آن
--> [ ( 1 ) ] در برابر « عقال » . ريسمانى كه زانوى شتر را با آن بندند . بنابر آن چه در طبرى است ، بر زكات دهندگان بود كه زانوبند شتر را نيز همراه شترى كه آنان را زكات مىدادند ، بدهند . ( طبرى 4 : 1873 ) .