أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

229

تجارب الأمم ( فارسى )

روزگار پيامبر ( ص ) [ چاره‌انديشى رزمى پيامبر ( ص ) در جنگ خندق ] از كارسازىها و نيرنگهاى مردمانه‌اى كه در جنگ‌هاى پيامبر - كه درود خداوند بر او باد - روى داد ، يكى در جنگ خندق [ 1 ] بود . پيامبر همين كه نضيريان يهود را از سرزمين‌شان بكوچانيد سران يهود همچون سلام بو حقيق و حيىّ اخطب و ديگران گرد شدند و به مكه آمدند . مردم مكه را به جنگ پيامبر ( ص ) خواندند و گروهها پديد كردند كه خداوند از آنان ياد كرده است . بر آن شدند كه پيامبر را از بيخ و بن براندازند . پس قريشيان بجنبيدند و كينه‌هايى را كه از جنگ بدر به دل داشتند به ياد آوردند و به فرماندهى بو سفيان حرب به آهنگ جنگ برون آمدند . غطفانيان نيز به فرماندهى عيينهء حصن پور حذيفه پور بدر و نيز فزاريان و گروههاى ديگر همگى بيامدند . سلمان كه ديد پيامبر در انديشهء ماندن در مدينه است و بر آن است كه در شهر بماند و بگذارد تا دشمنان به مدينه رسند و آن گاه در پيرامون مدينه و در راههايى كه به شهر مىپيوند با ايشان بجنگد ، بر پيامبر راى زد كه در برابر دشمن هندك زنند و هندك زدند . آن گاه قريش با سپاه و ساز و برگ بيامدند . گروهها به مدينه رسيدند و دشمنان پيامبر بسيار شدند . پيامبر با قريظيان كه در مدينه دژها داشتند پيمان بسته بود . رهبرشان كعب اسد بود كه خود از بنى قريظه بود . حيىّ اخطب بر كعب نيرنگ زد . خود را به دژ كعب رسانيد ، ليك ، كعب دروازهء دژ را به

--> [ ( 1 ) ] خندق : تازى شدهء كندك ( كنده ) يا هندك پارسى : شيارهايى كه در اندازه‌هاى گوناگون در زمين پديد مىآورند .