أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
21
تجارب الأمم ( فارسى )
در آن رو به نشيب بوده و به سوى ناتوانى و نيستى پيش مىرفتهاند . از اين رو ، مىتوان گفت كه مسكويه سند يا منبعى است دست اول براى بررسى روزگارى كه در تاريخ سياسى و فرهنگى اسلام و ايران ، ويژگيهاى برجستهاى دارد و عصر تجزيه فرمانروايى خلفاى عباسى به حساب مىآيد و اين به گفتهء مورخان تمدن ، خود انگيزهاى براى تعدد مراكز علمى و سبب شكوفايى فرهنگى اين مراكز و ظهور نوابغ علمى در دانشگاههاى جهان اسلامى آن روزگار بوده است . زيرا اميران مستقل زمان ، به علت همچشمى و تفاخرى كه در ميان خود داشتهاند ، در جذب دانشمندان و اديبان به دربارهاى خويش با يك ديگر به رقابت بر مىخاستهاند كه در بستر اين رقابتها مردانى برآمدهاند همچون يحيى بن عدى ( . . . - 364 ه ) و ابن الخمار ( 331 - . . . ) و ابن سينا ( 373 - 428 ه ) و ابو سليمان منطقى ( دهه نخست - آخرين دهه قرن چهارم ه ) و ابو ريحان بيرونى ( . . . - 440 ) و ثعالبى ( . . . - 429 ه ) و بديع الزمان همدانى ( . . . - 389 ه ) و ابو بكر خوارزمى ( . . . - 382 ه ) و ابو حيان توحيدى ( . . . - 400 ه ) و صاحب بن عباد ( 326 - 385 ه ) و معاصر ارشدشان مسكويه كه هر كدام به گونهاى و در زمينهاى مىدرخشيدهاند و محيط داد و ستد فكرى و فرهنگى آن زمان به وجود ايشان گرم مىبوده است . مردان سياست نيز خود از دانشمندان و اديبان بودهاند ، و مسكويه با همگىشان پيوند فكرى و فرهنگى نزديك داشته است . مسكويه ، نه ابن مسكويه در سدههاى پسين اسلامى در اين كه « مسكويه » براستى لقب كيست : لقب خود او ، يعنى ابو على احمد ، يا لقب پدرش محمد ، يا لقب نياى او يعقوب ، سخن يكى نبوده است . با توضيحى كه در پى مىآيد مىتوان - يا بايد - پذيرفت كه مسكويه لقب خود او بوده است . اختلافى كه در اين باره هست از آنجا برخاسته كه پارهاى نويسندگان از آن چه در آثار همروزگاران و همكاران علمىاش آمده ، آگاه نبودهاند . نيز به اين سبب كه خود مسكويه ، در برخى از آثارش ، خويشتن را چنان خوانده است كه اگر از آثار ديگرش يا از نوشتههاى معاصراناش آگاه نباشيم ، در تعيين نامش سخنى كه قاطع و نهايى باشد نتوانيم داشت . براى نمونه ، مسكويه خويشتن را گاهى احمد بن محمد مسكويه ، ( تجارب ، اياصوفيا 5 : 310 ، 6 : 136 ، جاويدان خرد ، بدوى : 375 ) و گاهى احمد بن