أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

200

تجارب الأمم ( فارسى )

آن گاه ، يكىشان به ديگرى بىزبان گفت : - « راز در ميان دو كس باشد ، كه اگر از دو كس بگذرد همه دانند . » ديگرى سر بجنبانيد كه : - « آرى ، چنين است . » پس هر دو با هم به سوى ترزبان برخاستند و با دشنه‌اى كه داشتند او را بكشتند و چنين بر جنگ خسرو همداستان شدند . [ 125 ] از رخدادهاى روزگار خسرو پرويز كه در آن آزمونى توان جست نبرد تازيان و پارسيان در ذو قار است انگيزهء نبرد ذو قار كشته شدن نعمان منذر لخمى به دست خسرو پرويز بوده است كه خسرو به آوندى چند كه بازشان خواهيم گفت او را كشته بوده است . [ آوند [ 1 ] هاى كشتن نعمان منذر ] عدىّ زيد عبادى و پسرش زيد عدى ، هم مايهء فرمانروايى نعمان و هم مايهء نابودى وى بوده‌اند . زيرا عدىّ و دو برادرش عمّار و عمرو ، كه عمّار را أبىّ ، و عمرو را سمىّ خوانند ، از پيشكاران خسروان ايران بوده‌اند و ساسانيان سرزمين‌هايى را به آنان مىسپرده‌اند . قابوس بزرگ عم نعمان ، عدى زيد و برادران او را به نزد خسرو پرويز فرستاده بود تا در ميان دبيران او باشند و ترزبانى كنند . منذر منذر چون بمرد دوازده پسر بر جاى نهاد كه از زيبايىشان ، سپيدتنان نام گرفتند . سرودهء اعشى هم درباره ايشان است كه گويد : پسران سپيد تن منذر ، بامدادان ، چون شمشير مىگذرند . منذر منذر ، پسرش نعمان را به عدّى زيد ، و پسرش اسود را به عدى اوس مرينا سپرده بود . پسران مرينا مردمى نژاده ، و از لخم بوده‌اند . ده پسر ديگر منذر سر خود مىزيسته‌اند . منذر همه كارهاى خود را به اياس قبيصه طايى سپرده بود . چند ماهى بود كه وى در

--> [ ( 1 ) ] آوند : سبب ، بهانه .