أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
185
تجارب الأمم ( فارسى )
شماست خوشنود شوم ، پس ، شما نيز بدان خوشنود باشيد . اى مردم ، دوست مىداشتم كه دشمن آشكار و پنهانتان را از شما برانم . دشمن آشكارتان را ، سپاس و ناز خداى راست ، از شما راندهام و ايزد ، ما را بر او يار بوده و شكوه او بشكسته است [ 1 ] و شما نيز نيك كوشيدهايد و پا به پاى ما ايستادهايد و توش و توان به كار گرفتهايد . پس ، با اين دشمن نيز همان كنيد كه با آن كردهايد ، و چنان بكوشيد كه با آن كوشيدهايد و اندرزهاى مرا از ياد مبريد كه من دلسوز و نيكخواه شما باشم . « اى مردم ، هر كه اين خوىها را در ميان ما زنده كند ، آزمايشى را كه در جنگ با دشمنان ما از خود نشان داده تباه ساخته است . چه ، اين دشمن زيانبارتر و نيرومندتر و دردناكتر و بدفرجامتر است . بدانيد كه بهترين شما اى مردم ، كسى است كه آزمايش گذشتهء خويش را بدين آزمايش بپيوندد و ما را با پيكارى كه با خوىهاى زشت خويش كند ، يارى دهد . [ 114 ] بدانيد ، هر كس كه زبون اين دشمن گردد ، آن يك نيز بر او چيره شود ، و هر كه بر اين پيروز گردد ، بر آن يك نيز پيروز باشد . زيرا ، تنها با مهر و دوستى و همدستى و يك رنگى است كه به سربلندى و نيرومندى و فرمانروايى توان رسيد ، كه رشك بردن و زينهار خوارى و سخنچينى و پراكنده دلى ، مايهء خوارى و ناتوانى و نابودى در دو جهان است . پس ، بدان چه فرمودهايم چنگ زنيد و از آن چه بازتان داشتهايم بپرهيزيد و بدانيد كه هيچ نيرويى جز به يزدان نباشد . با تهيدستان همدردى كنيد و بينوايان را بنوازيد و پاس همسايگان بداريد و با بيگانگانى كه در ميان شما زيند به نيكى رفتار كنيد كه آنان در پناه و زينهار من باشند . نوميدشان مكنيد . بر ايشان ستم مكنيد ، زورگويى مكنيد ، در تنگناشان منهيد كه سختگيرى ، سرپيچى آرد . اگر آزارى از ايشان بينيد شكيبايى كنيد و زينهار و پيمانتان را پاس داريد و خويهاى نيكى را كه از آن ياد كردهام نگاه داريد ، كه ما هيچ شهريار و مردمى را نديدهايم كه جز با فروهشتن اين خوىهاى
--> [ ( 1 ) ] در متن و نسخهها : خضد شوكته ( شكوه او بشكسته است ) . « شوكته » بسا كه مصحف « شوكه » ( خار او را ) باشد ، زيرا « خضد » نيز علاوه بر معنى شكستن ، به معنى تراشيدن نيز مىآيد . در آن هنگام معنى چنين خواهد بود : و خار وى را تراشيده است . چنان كه گويند : پشم او ريخته است .