أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
162
تجارب الأمم ( فارسى )
مليكيكرب پور زيد پور عمرو ذو الاذعار ، كه پدر حسّان بود . [ خسرو انوشروان ] پس از كوات پسرش انوشروان به پادشاهى رسيد . كار كشور را با كوشايى و كاردانى و دورانديشى به دست گرفت . نيك راى بود . درستانديش و پرانديش بود . راى خواهى بسيار مىكرد . شيوهء اردشير را نو كرد . در اندرزنامهاش نيك نگريست و خويشتن را بر آن واداشت و توده و ويژگان را بر پايهء آن بفرهيخت . در شيوههاى مردمان ديگر پژوهش كرد و آن چه نكو ديد برگزيد . در شيوههاى نيك پيشينيان بينديشيد و از آن پيروى كرد . نخستين كارى كه كرد آن بود كه آيين زردشت دوم را كه از مردم پسا [ فسا ] بود برانداخت ، از كسانى كه بدان خوانده بود مزدك پور فامارد [ 1 ] بود . از چيزهايى كه مردم بدان گرويده بودند - كه وى آن را در چشمشان آراسته بود و بر آنشان واداشته بود - برابرى در دارايى وزن بود . [ 95 ] گفت كه اين همان نيكى است كه يزدان را خشنود سازد و براى آن بهترين پاداش دهد . گفت اگر آن چه وى گويد از دين نباشد ، نكوكارى است و همداستانى كسان كه بر پايهء خشنودى پديد شود . با اين سخن ، فرومايگان را بر والاتباران بجنبانيد . چنان كه خون مردم پست با خون نژادگان درآميخت و راه را بر ستمگران و زن بارگان هموار كرد تا بر مردم ستم كردند ، نيازهاى پست خويش را برآوردند و به بانوان نژاده دست يازيدند . انوشروان آيين اين دو را برانداخت و در اين راه بسيار كسان را بكشت و خون بىشمارى را بريخت . از مانويان گروهى را نابود كرد و آيين زردشتى كهن را استوار ساخت . آن گاه ، فرمانهاى رسا به كارداران و اسپهبدان كشور بنوشت و كار كشور را كه سستى گرفته بود با انديشهء پيگير خويش استوار داشت . كامجويى و شادخوارى را جز گهگاه ، فروهشت و سرانجام كارها به سامان آورد و سپاه را با ساز و برگ و ستور نيرومند ساخت و كشور را آباد كرد . از دارايى كشور نگاهدارى كرد ، و آن چه نگاهداشتنى نبود ، از برگ و نوا و پيشكشها كه در جاى خود مىبودند ، همه را بپراكند . مرزها را ببست و سرزمينهاى ايران را كه به بهانههاى گوناگون به دست مردم
--> [ ( 1 ) ] در طبرى ( 2 : 893 ) : مزدك پور بامذاد . به پارسى ميانه مزدك بامداتان . ( فرهوشى ) .