أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
150
تجارب الأمم ( فارسى )
[ بهرام آن گاه آهنگ هند كرد ] بهرام ، از جنگ خاخان پيروز بازگشت و سپس آهنگ هند كرد . در اين باره ، از او داستانها گويند و كارهاى بزرگى كه بدان دست يازيد و از آن پيروز بيرون آمد . شاه هند دختر خويش را به وى داد و ديبل [ 1 ] ارمنستان ، نيز مكران و پيرامون را به دو بخشيد ، و بهرام همه را به كشور خويش بيفزود ، چنان كه باج آن سرزمينها به نزد وى مىآمده است . [ بهرام ، مهرنرسى را به روم فرستاد ] بهرام ، آن گان مهرنرسى را با چهل هزار تن به روم فرستاد كه به نزد بزرگ روم رود و در كار باج و جز آن با وى گفت و گو كند . مهرنرسى با ساز و برگ به روم رفت و به كنستانتينيا [ قسطنطينيه ] درآمد و چنان كه همه دانند چندى در آن جا بماند كه شاه روم با وى نجنگيد و خواستهاى مهرنرسى را همگى به جاى آورد و مهرنرسى به ايران بازگشت . مهرنرسى كه گاه به وى نرسى گويند ، از فرزندان بهمنپور اسفنديار پور گشتاسب بوده است . وى از شكوه بهرام و جايگاهى كه هم خود با راى درست و كارسازى و دلاورى و برندگى و خودبسندگى ، در دل شاهان و مردمان پيرامون ، و نيز در دل سپاهيان داشته است ، به پايهاى بلند رسيد . [ 85 ] [ آنگاه بهرام راهى سودان شد ] گويند : بهرام همين كه از كار خاخان و شاهان روم و سند بياسود ، از راه يمن به سودان رفت ، با ايشان جنگى سخت كرد و از ايشان بسيار بكشت و بسيار در بند كشيد و سپس به كشور خويش بازگشت . بهرام در ماه بمرد . چنين بود كه روزى به آهنگ شكار به ماه رفت . پس ، بر گورى سخت گرفت و در جستوجوى او چندان پيش رفت كه سرانجام در آب و لجن گير كرد و فرو رفت و ناپديد شد . مادر بهرام با خواستهء كلان بدان جاى رفت و در نزديك آن لجنزار بماند و فرمود كه خواستهها به كسانى دهند كه بهرام را بيرون كشند . گل و لاى بسيار
--> [ ( 1 ) ] ديبل : مركز ارمنستان در دولت اسلامى ( لسترنج : 196 ) ، نيز نگاه كنيد به طبرى 2 : 868 ، ابن اثير 1 : 406 .