أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
137
تجارب الأمم ( فارسى )
ايران پيش آمدند . چه ، شاپور در يورش به تازيان ، نه تنها كين خود را از گنهكاران بتوخت كه از اندازه بگذشت ، تا آن جا كه بىگناهان را نيز بكشت و خونهاى بسيار كسان را بريخت . شاپور همين كه از كار ياران لليانوس و جنگ آورىشان ، و كينهء تازيان و شمارهء روميان و خزران آگاه شد ، بهراسيد ، و چشمانى گسيل داشت تا شمارهشان را و دليرى و ساز و برگشان را بر او گزارش كنند . ليك گزارشهايى كه از كار لليانوس و سپاه او به وى مىرسيد چند گونه بود ، پس ، ناشناس با ياران استوار خويش برفت تا چگونگى كار سپاه لليانوس را خود به چشم ببيند . [ رستن شاپور به بخت خوش ] فرجام آن بدى كه بر خويشتن كرد و از بخت خوش از آن برست ، آن بود كه ، چون به آن پيشاهنگان كه فروماندهشان يوسانوس [ 1 ] بود و تازيان و خزران با وى بودند ، رسيد ، كسانى را پيش فرستاد تا كار آن سپاه را بر او درست بگزارند . ليك روميان از كارشان آگاه شدند و بگرفتندشان و به نزد يوسانوس بردند . پس يكى از ايشان به سخن آمد و داستان را چنان كه بود ، نيز جاى شاپور را به يوسانوس باز گفت و از وى درخواست تا سپاهى همراه او كند و او شاپور را به نزد ايشان آرد . سپس يوسانوس مردى از ويژگان خويش را به نزد شاپور گسيل داشت و او را از فاش شدن كارش آگاه كرد و بيم داد . يوسانوس چنين كرد ، چون وى به آيين ترسايى گرايش داشت و لليانوس آهنگ برانداختن آن آيين كرده بود . پس شاپور از آن جا بكوچيد و به سپاه خود بپيوست . آن گاه لليانوس به درخواست تازيانى كه در سپاه او بودند براى نبرد با شاپور لشكر كشيد و سپاه او را بپراكند و بسيارى از ايشان را بكشت و شاپور با بازماندهء سپاه خويش بگريخت ، و لليانوس شهر تيسپون را كه زيستگاه شاپور بود بگرفت و بر گنجينهها و خواستههايى كه در آن داشت دست يافت . سپس ، سپاهيان شاپور از هر سوى كشور به
--> [ ( 1 ) ] يوسانوس Jovianus . نولدكه گويد : شايد طبرى يوبنايوس . [ ب V ] را كه بى نقطه بوده است يوسانوس خوانده باشد . نولدكه اين نام را سرانجام يووينيانوس دانسته است . ( نولدكه ، تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ، ترجمه عباس زرياب : 112 ، 134 تعليق 48 و نيز نگاه كنيد به جواد على : 2 : 242 ) .