أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

125

تجارب الأمم ( فارسى )

آنها يكى هنگام خشم و آز و خودپسندى است ، كه در آن هنگام بايد به سخت‌ترين نبرد ، با اين خوىها بجنگيد و از ميان‌شان ببريد . گذشتگان گفته‌اند : از همنشينى با آزمند بدانديش بپرهيز . چه ، اگر تو را در نيايش و نزديكى با يزدان بيند ، در پليدترين كار ديده است و اگر در ياوه‌گويى ، باز تو را با كارت وانگذارد . - « خرد را بر خواهش يار باشيد ، تا بر خواهش چيره شود ، كه اگر خواهش را به خوى خود واگذاريد ، خرد را زبون كند . مردانى ديده‌ايم كه با نيروى سرشت و خرد ناب خويش ، با آن كه از دير باز با آن بيگانه شده بوده‌اند ، در خود مىديدند كه هر گاه به خرد خويش بازگردند ، بر نابود كردن خواهش خويش توانا باشند . بدان روى كه به نيروى خرد خويش دلگرم و استوار بوده‌اند . سپس ، آنگاه كه خواهش بر آنان دست مىيافت ، [ 66 ] خردشان سستى مىگرفت ، تا آنجا كه بسيارى كم خردشان مىخوانده‌اند ، هر چند ، بينايان ، خرد را كه زبون خواهش ايشان مىبود ، در آنان چنان مىديدند كه زمين خوب ويران را . - « بدانيد ، گروهى از مردم‌اند كه از بد كردن به شهريار خشنودترند تا نيكى كردن ، هر چند شهريار كس از ايشان نكشته باشد ، يا روزگار پستشان نكرده باشد . تنها از آن روى كه رويدادهاى تازه را خوش مىدارند . اين خويى است در تودهء مردم كه همه شناسند . در آن چه همه دانند تازگى نبينند . اينان با اين كار ، دشمنان خويش و دشمنان توده را شاد كنند ، فزون بر آن كه در اين ميان ، هم خود را و هم كارداران را داغدار كنند . چنين كسان را درمانى بهتر از كار نباشد . - « گروهى از مردم‌اند كه گزندشان به همه كس رسيده است و بر كارداران دلير شده‌اند . چنين كسانى نه مرزى را پاس دارند و نه نيكخواه پيشوايى باشند . هر كه با پيشوا بدانديش باشد ، هر چند به گمان خود نيكخواه مردم است ، بدخواه ايشان باشد . پيشينيان گفته‌اند : نيكخواه شهر نيست آن كه نيكخواه شهريار نباشد . - « گروهى از مردم‌اند كه به نزد شاه ، نه از درگاه خود وى ، كه از راه وزيران درآيند . شهريار بايد بداند ، آن كه هم از درگاه خود وى آيد و به وى اندرز گويد ، وى را از ديگران پيش داشته است و آن كه از راه وزيران آيد ، وزيران را در اندرزى كه دهد ، يا كارى كه براى وى كند ، بر شاه برتر داشته است . - « گروهى از مردم‌اند كه پايگاه را هم با پس زدن و نپذيرفتن ، به سوى خويش