أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
123
تجارب الأمم ( فارسى )
جانشين شاه ، اگر بر تخت نشيند ، چنان است كه روزگار فرودستان را نيك بشناسد ، و به جامه شهريارى ، اگر بر تن كند ، هم با چشم و گوش و انديشهء فرودستان ، بنگرد . چه سرمستى فرمانروايى كه اينك بدان دست مىيابد ، وى را بس باشد ، و ديگر مستى جانشينى و مستى شاهى را با هم در نياميزد ، و پيش از شاه شدن كر و كور نشود كه شاهان خود ، كر و كور باشند ، [ 64 ] و گر نه آن گاه كه به شاهى رسد ، بر كرى و كورى وى افزوده شود . چه از پيش ، در پايگاه وليعهدى ، كر و كور شده بوده است ، فزون بر سرمستى وليعهدى ، و نيرنگ سركشان ، و ستم دروغگويان و سخنچينان ، كه ميان او و شاه تباهى مىكردهاند . - « آنگاه بدانيد ، كه شاه را زفتى نشايد ، كه شاه از بىنوايى نترسد . نسزد كه دروغ گويد كه كس به دروغ گفتناش ناگزير نسازد . نسزد كه خشم گيرد ، چه از خشم گرفتن و دشمنى كردن ، زيان و پشيمانى خيزد . بازى و كار بيهوده ، نه شايستهء شاه كه در خور بىكارگان است . شاه را نسزد كه بىكار نشيند ، كه بىكارى از آن فرودستان است ، و نسزد كه بر كسى رشك برد ، جز بر شاهان و بر كشوردارى نيكشان . و نبايد كه بترسد ، كه ترس ويژهء مردم نادرست باشد ، و شاه اگر نادرست باشد ، همان به كه فرمان نراند . - « بدانيد كه زيور شاهان در بسامانى كارهاى روزانهشان باشد ، چنان كه كار و آسودگى و سواركارى و گشت را با هم نياميزد ، و هر يك به گاه ويژهء خويش كند . كه آشفتگى در كارهاى روزانه از سبك سرى است و سبك سرى شايسته شاه نباشد . - « بدانيد كه شما هرگز نتوانيد كه زبان مردم را از بدگويى و نكوهش خويش بسته نگاه داريد ، چنان كه نتوانيد زشت را زيبا سازيد . - « بدانيد كه خوراك و پوشاك شاه بايد همانند خوراك و پوشاك تودهء مردم باشد ، و سزد كه بهرهمندى شاه و مردم از خوردنى و پوشيدنى ، يكسان ، و شادمانىشان برابر باشد . برترى شاه بر توده ، در توانايى وى بر فراهم كردن نيكىها و سود جستن از بزرگى است ، و در اين كه هر گاه بخواهد نيكى تواند كرد و توده چنين نباشند . - « بدانيد ، شاه بايد چندان كه از سر مهر مىنگرد با شكوه باشد ، و ترسى كه بر مردم دارد كوششى را كه هم براى مردم كند ، از كارسازى نيندازد ، كارهاى