أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
120
تجارب الأمم ( فارسى )
ريشهها بينديشند و از آنجا كه سرشتها گوناگون است ، از گونهگونى منشها روشهاى ناهمگون برخيزد و از ناهمگونى روشها دشمنى و كينهتوزى و خردهگيرى . مردم با همهء ناهمداستانى كه در ميان خويش دارند ، در دشمنى با شهرياران همداستاناند . بسا كسان كه بر آن سراند كه كشور از چنگ شهريار بربايند . ليك ، در اين راه نردبانى استوارتر از دين نيابند كه پيرواناش بيشتراند و اين دژ دستنيافتنىتر است و مردم در راه آن شكيبندهتراند . آنگاه ، از ناهمسازى مردم ، دشوارى ديگرى برخيزد و آن اين كه شاه از همداستان كردن ايشان درماند ، چنان كه هر گاه به برخىشان بسنده كند با ديگران دشمن شده است و سرانجام دشمنىشان با شهريار مايهء فزونى و نيروشان گردد ، كه تودهء مردم در گران داشتن شهرياران و رشك بردن با شاهان همدلاند . چه ، بسيارند كسان كه ناكامى ديدهاند ، يا زخم خوردهاند ، يا خود و خويشانشان كيفر ديدهاند ، يا از شكوه شاه ، خود يا ويژگانشان خوارى كشيدهاند و اين همه ، به دشمنان شاه بپيوندند و چون شمارهشان فزونى گيرد شاه بترسد و كارى نكند ، كه اگر دست به كارى زند ، خود را و كشور خويش را در راستاى نابودى افكنده است . سپس ، اگر از ادب كردن مردم بهراسد مرزهايى را كه در آن مردمى ديندار و دلير زيند به دشمن دهد . شاه اگر بتواند مرزهاى كشور را با ويژگان همدل خويش استوار دارد و تودهء تنگ چشم كينهتوز به وى نيرنگ زنند ، با آن دشمنى كه با وى دارند ، چگونهشان جنگ و نيرنگهاى جنگى آموزد و جنگ افزار دهد . چه ، در آن هنگام ، خود ، نيرومندترين و زيانبارترين و پركينهترين و پيروزترين دشمن وى خواهند بود و اگر كار از آغاز تباه شود ، اين همه ، پياپى روى خواهد داد . - « پس از من ، هر كس از شما شهرياران ، مردم را بر همان چهار گروه خويش بيند كه همان دين ياران و سپاهيان و كارگزاران و پيشگران باشند كه از اينان دستهاى اسواراناند ، دستهاى موبدان و نيايشگران و هيربدان ، دستهاى دبيران و ستارهبينان و پزشكان ، دستهاى كشاورزان و پيشهوران و بازرگانان ، بايد بيش از كوششى كه در تندرستى خويش كند ، در نگاهداشت اين ردهها بكوشد و از پندارهايى كه در نهان ، در آنها پديد شود آگاه ماند وزير و رو شدن ردههاى مردم را نبايد كه از رفتن شهريارى خويش آسانتر گيرد [ 62 ] كه جابجايى در پايگاه