أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

100

تجارب الأمم ( فارسى )

پس از اسكندر ، ايرانيان را شيوه آن بود كه از شاهى فرمان برند كه شاه كوهستان [ 1 ] است . از همين روى فرمانروايى اشكانيان را بپذيرفتند . [ 44 ] كه نامشان از نخستين تا واپسين چنين است : اشك پور اشكان ، سپس شاپور پور اشكان - كه عيسى پور مريم به روزگار او در فلسطين ظهور كرده بود - سپس گودرز پور اشكانان بزرگ ، سپس پيرى اشكانى ، سپس گودرز اشكانى ، سپس نرسى اشكانى ، سپس هرمز اشكانى ، سپس اردوان اشكانى ، سپس خسرو اشكانى ، سپس بلاش اشكانى ، سپس اردوان كوچك اشكانى ، سپس اردشير پور بابك . روزگار اينان تا آن گاه كه اردشير بر اردوان بشوريد و او را بكشت و كار پارسيان را گرد كرد ، دويست و شصت و شش سال بوده است . از كارها و كارسازىهايشان چيزى كه از آن پندى گيريم به دست ما نيفتاده است ، جز گزارشى كه از نيرنگ يكى از روميان كرده‌اند و آن اين است : نيرنگى از برخى شاهان روم يكى از پادشاهان ايران ، سردارى بزرگ را با لشكرى به جنگ پادشاه روم فرستاد . و با وى بجنگيد او را از بيشتر سرزمينهاى خود پس راند و انتوخيا را بگشود و از آن بگذشت و تا دل روم پيش رفت . پادشاه روم سران را گرد كرد و كار را در ميان ، راى زدند و هر يك سخنى گفتند . تا آن كه مردى از روميان كه از شاهزادگان نبود ، جداگانه با وى سخن گفت كه : - « مرا نيز رايى است كه باز مىگويم . اگر خدا پيروزى دهد به من چه خواهى داد ؟ » پادشاه روم گفت : « بگو تا چه خواهى ؟ » گفت : « رايى درست زنم و خويشتن به نابودى افكنم . پس پادشاهى را پس از خود از آن من كن . »

--> [ ( 1 ) ] در متن : جبل . جبال ، جبل ، كوهستان : اين سه نام در نوشته‌هاى اسلامى به يك معنى است و بخش وسيعى از مركز و باختر ايران را در بر مىگيرد كه از خاور به خراسان ، از باختر به آذربايجان ، از شمال به البرز ، و از جنوب به فارس و خوزستان محدود بود و يونانيان آن را Media گفته‌اند . ( معين ، دهخدا ، معجم البلدان ) .