هرودت ( مترجم : هدايتى )
6
تاريخ هرودت ( فارسى )
شده بود نقل مىكند و توضيح ميدهد كه هردوت در همين شهر فوت كرده و در همانجا مدفون است . اتين در اينباره چنين مينويسد : « خاك اين شهر استخوانهاى هردوت فرزند ليكزس ( Lyxes ) را در آغوش دارد . سلطان مورخان قديم سرزمين يونى در كشور قوم درى ( Dorie ) تولد يافت و به قصد فرار از حملات تحملناپذير همشهريان خود به توريوم پناهنده شد و اين شهر را وطن دوم خود ناميد » . اوزب ( Eusebe ) يكى ديگر از نويسندگان قديم است . وى درباره هردوت بطور اجمال اشاره مىكند كه شهرت اين مورخ از سال 468 قبل از ميلاد شروع شد و از همين اشاره مختصر ميتوان بطور تقريب تاريخ تولد اين مورخ بزرگ را حدس زد . اين بود اسناد و مداركى كه از عهد عتيق درباره زندگانى پدر تاريخ براى ما باقى مانده است . آنچه از اين متون مختصر درباره زندگانى اين مؤلف بزرگ ميتوان استخراج كرد اينست كه هردوت تخمينا در حدود سال 490 قبل از ميلاد مسيح در يكى از شهرهاى سرزمين كارى ( Carie ) موسوم به هاليكارناس متولد شده . ظاهرا از خانوادهاى اصيل و نجيب بوده و در محلى كه وسايل تعليم و كسب علم براى او فراهم بوده بزرگ شده است . عمويش كه يكى از شعراى بنام آن زمان بود و پانيازيس ( Panyasis ) ناميده ميشد قريحهاى سرشار داشت . يكى از قصايد اين شاعر كه شعر نو را در يونان باستان زنده كرد قصيده معروفى است كه درباره هراكلس يا هركول پهلوان معروف يونان باستان سروده است . حدس زده مىشود كه همين شاعر تعليم برادرزاده خود را به عهده گرفته و مغز جوان و نورس هردوت را از آغاز كودكى با افسانههاى يونان قديم و سرگذشت خدايان باستان آشنا كرده است و شايد همين طرز تعليم اثر عميقى در سبك نگارش مؤلف كرده ، چه به شرحى كه ملاحظه خواهد شد اساس بيان تاريخ هردوت بر پايه افسانه و داستان است . در آنزمان ظاهرا شهر هاليكارناس در دست جمعى از مردمان قوم درى ( Dorie ) بوده ولى مردم آن به زبان يونى ( Ionie ) صحبت ميكردهاند . بر خلاف ادعاى يكى از مؤلفان باستان هردوت در همين شهر با زبان غنى و شيرين يونى