هرودت ( مترجم : هدايتى )
3
تاريخ هرودت ( فارسى )
باستان توأم بوده و همهجا او را « پدر تاريخ » نام نهادهاند . در حقيقت اوست كه تاريخ - نويسى را به بشر آموخت و هم اوست كه بتحرير نخستين تاريخ جامع جهان دست زد . قبل از اوهكاته معروف نيز به تحرير تاريخ دست زده بود و معروف است كه هردوت آثار خود را از او اقتباس كرده و سپس اصل را از بين برده و كتاب مؤلف قديم را بنام خود بجهانيان عرضه كرده است . دليلى كه طرفداران اين عقيده براى اثبات مدعاى خود اقامه ميكنند اينست كه اولا هردوت شخصا در چند جاى كتاب خود به نويسندگان قديمتر از خود اشاره كرده و ثانيا بعضى مطالبى را كه او نوشته نويسندگان يكى دو قرن بعد از او عينا از قول هكاته نقل كردهاند و اين خود مىرساند كه هردوت كه پس از هكاته ميزيسته آن مطالب را از هكاته تقليد كرده و سپس كتاب او را سوزانده است . در صحت اين ادعا ترديد بسيار است ، چه اگر واقعا هردوت آثار هكاته را از بين برده باشد چگونه آن آثار بدست مؤلفان قرون بعد رسيده كه بكمك آن توانستهاند قسمتهائى از كتاب ادعائى او را نقل كنند . در هرحال چون بحث درباره صحت يا سقم اين ادعا بس طولانى و تمام ناشدنى است از اشتغال بدان پرهيز مىشود و چون قديمترين كتاب تاريخى كه در حال حاضر مىشناسيم كتاب هردوت است ما نيز مانند غالب مورخان جهان او را « پدر - تاريخ » لقب ميدهيم . از زندگى خصوصى پدر تاريخ اطلاع زيادى در دست نيست . منابعى كه از نويسندگان عهد عتيق درباره او باقى و ممكن است چراغ راه ما براى كشف تحولات زندگى او گردد متون معدود و مختصرى است از سوئيداس ( Suidas ) و اتين ( Etienne ) از اهل بيزانس و نيز متنى از اوزب ( Eusebe ) و بعضى متون كماهميت ديگر . بكمك همين اسناد و متون مختصر است كه دانشمندان و محققان كوشيدهاند تاريخ زندگانى كسى را كه نخستين تاريخ جهان را تحرير كرده است كشف كنند . جاى بسيار تعجب است كه هردوت در نه جلد كتاب بزرك خود از همه چيز و همه اقوام و ملل و شخصيتها و رجال زمان خود براى خوانندگان سخن گفته جز از شخصيت و زندگانى شخص خود . وقتى انسان تاريخ هردوت را مطالعه مىكند و در خلال آن در جستجوى كسب خبرى