هرودت ( مترجم : هدايتى )

7

تاريخ هرودت ( فارسى )

و مغز جوان و نورس هردوت را از آغاز كودكى با افسانه‌هاى يونان قديم و سرگذشت خدايان باستان آشنا كرده است و شايد همين طرز تعليم اثر عميقى در سبك نگارش مؤلف داشته است ، چه به شرحى كه ملاحظه خواهد شد اساس بيان تاريخ هردوت بر پايه افسانه و داستان است . در آن زمان ظاهرا شهرها ليكارناس در دست جمعى از مردمان قوم درى ( Dorie ) بود ولى مردم آن به زبان يونى ( Ionie ) صحبت ميكرده‌اند . بر خلاف ادعاى يكى از مؤلفان باستان هردوت در همين شهر با زبان غنى و شيرين يونى كه در آن زمان زبان ادبى يونان محسوب ميشد آشنا شده و شايد به همين جهت است كه كتاب او از حيث متن ادبى يكى از بزرگترين آثار ادبى جهان شمرده مىشود . مطلبى كه نسبت به آن ترديد جائز نيست اينست كه هردوت در طول حيات خود سفر بسيار كرده و بنقاط مختلف ربع مسكون زمان خود قدم گذارده است . تعيين دقيق خط سير سفرهاى او و تشخيص كشورهائى كه او واقعا از آنها عبور كرده كارى است بس دشوار ، چه مورخ خود بطور صريح و آشكار سفرهاى خود را شرح نميدهد و ديگر مؤلفان نيز ذكرى از آن نكرده‌اند . هردوت كه ظاهرا فرزند يكى از ثروتمندان زمان خود بوده نخستين درس خود را در خارج از شهر موطن خود آموخته و تعليمات اوليه خود را در شهرهاى كوچك يونى واقع در سواحل آسياى صغير و در حوالى هاليكارناس شروع كرده و آنگاه به موطن كوچك خود مراجعت كرده است . ولى اقامت او در شهر هاليكارناس چندان دوام نياورده ، زيرا درنتيجه قيام مردم اين شهر عليه حاكم جبارى كه ليگداميس نام داشت هردوت ناگزير شده است از شهر موطن خود خارج شود . عمويش پانيازيس ( Panyasis ) كه شاعر معروف عصر بود درين شورش بقتل رسيده است ولى هردوت و ديگر افراد خانواده او جان سالم بدر برده و به شهر ساموس پناهنده شده‌اند . قيام مردم هاليكارناس باحتمال زياد در حدود سال‌هاى 467 و 468 قبل از ميلاد اتفاق افتاده ، زيرا اوزب ( Eusebe ) اين سال را يكى از مهم‌ترين سالهاى حيات مورخ دانسته و آن را نخستين سال آغاز شهرت او معرفى كرده است . از اين قرار هردوت يكى از آن دسته از يونانيان باستان بوده است كه شيفته آزادى مطلق بودند و در شهرهاى كوچك