هرودت ( مترجم : هدايتى )

4

تاريخ هرودت ( فارسى )

زندگانى كسى را كه نخستين تاريخ جهان را تحرير كرده است كشف كنند . جاى بسيار تعجب است كه هردوت در نه جلد كتاب بزرگ خود از همه‌چيز و همهء اقوام و ملل و شخصيت‌ها و رجال زمان خود براى خوانندگان سخن گفته جز از شخصيت و زندگانى شخصى خود . وقتى انسان تاريخ هردوت را مطالعه مىكند و در خلال آن در جستجوى كسب خبرى دربارهء شخص مؤلف بكاوش ميپردازد احساس مىكند كه هيچ مؤلفى به اندازه هردوت دربارهء خود سخن نگفته و درعين‌حال هيچ مؤلفى باندازهء او خود را فراموش نكرده است اين تضاد بزرگ قابل درك و تحليل است زيرا از يك طرف بيان ساده و روان و افسانه‌هاى سهل و بىپيرايه‌اى كه مؤلف نقل مىكند كتاب او را به صورت يك مكالمهء واقعى بين مؤلف و خواننده جلوه ميدهد ؛ از خلال عبارت سادهء آن ذوق و سليقه شخص مؤلف و خصوصيات اخلاقى و مزاح‌ها و شوخىهايش كاملا تشخيص داده مىشود و از روى آن ميتوان كاملا بروحيات و اخلاق او پى برد . از طرف ديگر در سراسر كتاب ، هردوت هرگز آشكارا ذكرى از احوال خود نكرده است و شايد علت اين غفلت و كوتاهى مؤلف آن باشد كه اصولا مؤلفان يونان باستان چندان علاقه به افشاى اسرار خانوادگى و شخصى خود نداشته‌اند و تا جائى كه ميتوانسته‌اند زندگانى خود را در حجابى از اسرار پنهان مينموده‌اند . هردوت بارها در كتاب خود ميگويد كه از فلان شهر به فلان شهر رفتم ، فلان منظرهء زيباى طبيعت را مشاهده كردم ، با فلان شخصيت بزرگ تماس گرفتم . ولى مؤلف به همين مختصر اكتفا مىكند و غير از اين اشارات و كنايات مطلبى از سرگذشت خود نقل نميكند و چون اين اشارات نيز بدون قيد تاريخ و سنه نقل شده است براى خواننده كنجكاوى كه به سرگذشت « پدر تاريخ » علاقمند باشد امكان‌پذير نيست جريان طبيعى سفرهاى مؤلف را بدقت تعقيب كند و خط سير احتمالى سفر بزرگ او را در خاورميانه و مصر و سيسيل و ايتاليا تشخيص دهد . اين ابهام در گفتار مؤلف نسبت به سفرهاى خود بدرجه‌ايست كه بعضى از سفرهاى او كه خود صريحا بدان اشاره كرده امروز مورد ترديد و انكار بسيارى از محققان است . مؤلفان يونان باستان را عادت چنين بوده است كه نام خود را در سرلوحهء كتاب