محمد مهدى ملايرى

93

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ستيزه‌جو و ناسازگار مىشناخته‌اند ، نوروز و آيينهاى آن را هم گردى از همان تعصبها مىپوشانده و چهرهء آن را كدر مىساخته است ؛ و آن را هم پديده‌اى ناسازگار با اسلام مىپنداشته‌اند . از اين آيينها آنچه در اين‌جا براى اين منظور از آن‌ها سخن مىرود ، يكى هديهء نوروزى است و ديگر تبريك و تهنيت اين عيد ، و براى اين‌كه سابقهء اين مراسم از پيش از دوران اسلامى هم تا حدى روشن باشد به برخى از آنچه راجع به آن دوران در منابع اسلامى انعكاس يافته نيز اشاره‌اى مىشود : در كتاب المحاسن و الاضداد در جايىكه جاحظ از هديهء نوروزى در ايران پيش از اسلام سخن مىراند ، گويد : « دبير مخصوصى نام هديه‌كنندگان و پاداشى را كه شاه براى هريك در نظر مىگرفته يادداشت مىكرده تا در ديوان نوروز ثبت شود . « 1 » و هم او در كتاب التاج فى اخلاق الملوك در اين‌باره گويد : « آيين ايرانيان چنين است كه در نوروز هركس از آنچه خود دوست دارد هديه‌اى به شاه تقديم دارد . اگر از طبقهء بزرگان باشد و مشك دوست دارد تنها به همان بسنده كند ، و اگر دوستدار عنبر است عنبر هديه كند ، و اگر اهل لباس است پوششى برگزيند ، و اگر از دلاوران و سواركاران است ، آيين چنين است كه اسبى يا نيزه‌اى يا شمشيرى پيشكش كند ، و اگر از تيراندازان است تير و پيكان هديه كند ، و اگر از توانگران است زر يا سيم هديه كند ، و اگر از كارگزارانى است كه از سال گذشته بدهى برعهده دارد همه را جمع كند و در بدره‌هاى ابريشم چينى با شرّابه‌هاى سيمين و رشته‌هاى پشمين نهد و با عنبر آن‌ها را مهر كند و به ديوان فرستد . شاعر هم شعرى ، و خطيب هم خطبه‌اى ، و نديم هم تحفه و طرف يا نوبر يكى از سبزىهاى نورسته بهارى را هديه كند » . جاحظ پس از آنكه در همين كتاب نوع هديه‌هاى زنان رسمى و كنيزكان شاه را هم ذكر كرده ، گويد : « حق نزديكان و خواص شاه بر او اين است كه اين هديه‌ها بر او عرضه گردد و آنگاه به بهاى عادلانه قيمت شود ، و اگر بهاى هديه

--> ( 1 ) . المحاسن و الاضداد ، ص 369 .