محمد مهدى ملايرى

71

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بودند ، و هم كتابهاى آن‌ها از لحاظ مطالب متناسب‌تر با زندگى و ذوق جوانان بود ، و بدين‌سبب دانش‌آموزان و دانشجويان به آموختن آن‌ها بيشتر از زبان عربى رغبت نشان مىدادند . و به همين‌سبب هم آن‌ها را زودتر و بهتر مىآموختند . بهتر است اين مشكل را از زبان يكى از اعضاء فرهنگستان دمشق بشنويم : « اين زبان كه برخى آن را علت العلل و درد بىدرمان عقب‌افتادگى ما مىدانند ، و برخى ديگر آن را پيوند جامعهء ما و رابطهء ملى ما و ستون اصلى ميهن ما و محورى مىدانند كه هم‌فكرى و هم‌دلى و پيوند قومى ما به آن وابسته است ، يعنى اين زبان عربى فصيح ، به اندازه‌اى از لحاظ الفاظ و مرادفات و تعابير و اصول و فروع با دشوارى دست به گريبان و در مصاف زبان‌هاى خارجى ناتوان است كه جوانان ما زبان خارجى را در ظرف سه سال آن‌چنان ياد مىگيرند كه مىتوانند آن را بىغلط بخوانند و بنويسند و با آن حرف بزنند ، ولى اين زبان عربى را گاه متعلمان دهها سال صرف آموختن آن مىكنند و بازهم در خواندن و نوشتن و حرف زدن با آن از لغزش در امان نمىمانند ، و جز كسانى كه داراى موهبتى استثنايى باشند كسى نمىتواند خطابه‌اى صحيح و بىلغزش بدين‌زبان ايراد كند . ولى هرچه باشد اين زبان زبان ما است كه اگر از آن غافل بمانيم آن را از دست مىدهيم و با از دست دادن آن خود و شخصيت خود را به عنوان يك ملت از دست خواهيم داد . بنابراين بر ما فرض است كه در حفظ آن بكوشيم و آن را از اين دشوارىها برهانيم و من از آن بيم دارم كه اگر دير به خود آييم فردا نه زبانى داشته باشيم و نه مليتى و نه وطنى » « 1 » . چندين سال بعد همين نداى اصلاح‌طلبانه در قواعد دستورى و بلاغى زبان عربى با دامنه‌اى گسترده‌تر از مصر و از زبان يكى از استادان معروف آن ديار يعنى دكتر طه حسين شنيده مىشد . طه حسين گذشته از دشوارىهايى كه تا آن

--> ( 1 ) . شيخ ابراهيم المنذر در « كتاب المنذر الى المجمع العلمى العربى فى دمشق » ، چاپ سوم ، مطبعة الاجتهاد ، بيروت ، 1927 م . ص 95 .