محمد مهدى ملايرى

454

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

امور مالى و ادارى مسلمانان كمك‌هايى بسزا نمود كه در آن هنگام براى دولت نوخاستهء اسلام ارزش بسيار داشت ، و چون هرمزان از آغاز پيدايش دولت اسلام امور اداره و مال و تشكيلات آن را براساس آيين كشوردارى ايرانيان بنياد گذارد در دوره‌هاى بعد نيز هرقدر دولت خلفا گسترش مىيافت و احتياج به تشكيلات جديد بيشتر مىشد دامنهء اقتباس از آيين كشوردارى ايران هم وسيع‌تر مىگرديد تا دورهء عباسى كه بعضى از ارباب تحقيق ، درباره بعضى از خلفاى اين دودمان را گرده‌اى از دربار دولت ساسانى دانسته‌اند . هرمزان و قتل عمر : در اواخر ذى الحجه سال بيست و سوم يا اوايل محرم سال 24 هجرى « 1 » عمر به قتل رسيد . قاتل او يك نفر ايرانى به نام فيروز بود كه اعراب او را به نام ابو لؤلؤة « 2 » مىخواندند . ابو لؤلؤة بندهء مغيرة بن شعبه بود « 3 » . علت كشته شدن عمر را چنين نوشته‌اند كه ابو لؤلؤة روزى عمر را در بازار ديد و از سنگينى خراجى كه صاحب او مغيرة بن شعبه بر او قرار داده بود شكايت نمود . عمر از او پرسيد روزى چه مبلغ بر تو خراج گذاشته ؟ گفت روزى دو درهم . عمر پرسيد چه كارهايى مىتوانى ؟ گفت نجارى و نقاشى و آهنگرى . عمر گفت با اين صنعتها كه مىدانى روزى دو درهم زياد نيست . آنگاه از او پرسيد شنيده‌ام كه گفته‌اى مىتوانى آسيابى بسازى كه با باد كار كند ؟ گفت آرى . گفت براى من آسيابى به همان صورت بساز . ابو لؤلؤة گفت اگر سالم ماندم آسيابى برايت بسازم كه در شرق و غرب عالم از آن سخن گويند ، و عمر را ترك كرد و رفت . عمر به حاضران گفت : اين غلام مرا تهديد كرد « 4 » . سه روز بعد در يك بامداد كه عمر در مسجد براى نماز رفته بود ابو لؤلؤة

--> ( 1 ) . طبرى ، ج 5 ، ص 2726 و 2725 . ( 2 ) . با اين‌كه اعراب كنيهء خود را از نام پسر مىگيرند ولى اين كنيه از نام دختر گرفته شده كه اعراب او را به نام لؤلؤة مىخوانده‌اند و شايد اسم او مرواريد بوده است . ( 3 ) . بنا به نوشتهء تاريخ قم او غلام هرمزان بوده است ؟ تاريخ قم ، ص 303 . ( 4 ) . طبرى ، ج 5 ، ص 2722 .