محمد مهدى ملايرى

430

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ما نمىدانيم كسانى كه مسايل را از ديد ديگرى مىنگرند و از هرطرف با مسايل پيچيدهء حال و آينده درگيرند نسبت به مواريث گذشته و حفظ آن چگونه مىانديشند ؛ و صرف مال و وقت را در اين راه چگونه مىبينند ، آيا آن را لازم يا مفيد مىدانند ، يا زايد و بيهوده مىشمرند ؛ ولى ما معتقديم براى ملّتى كه خود را به حق از بنيان‌گذاران فرهنگ اسلامى مىداند شايسته نيست كه از اين فرهنگ و تحولات تاريخى آن بىاطلاع ماند و بيشتر دانشمندان گذشتهء خود را كه در ايجاد و گسترش اين فرهنگ سهمى به سزا داشته‌اند نشناسند . و در عصرى كه حتى در سرزمينهاى بيگانه هم براى بحث و تحقيق در آثار همان دانشمندان گذشته مراكز علمى مجهزى به وجود آمده در سرزمين اصلى آن دانشمندان براى اين منظور مراكزى مجهزتر وجود نداشته باشد . به نظر ما اين يك فريضهء ملّى است كه براى درك گذشتهء علمى و فرهنگى خود در تجليات گوناگون آن وسايلى درخور همان گذشتهء علمى خود فراهم سازيم و دانشمندان و بزرگان اين سرزمين را در هرجا و در هرلباس كه بوده و به هر زبان كه سخن گفته يا نوشته‌اند به درستى بشناسيم ، با توجه به اين‌كه شناختن علما و انديشمندان به آن نيست كه تنها نامى از آنها بدانيم يا شرح زندگى مادى آنها را كه همه در آن شريكند بخوانيم ، بلكه به آن است كه از خصوصيات علمى و محصول فكر و قريحهء آنان مطلع شويم و شخصيت معنوى آنها را از خلال آثار خود آنها به دست آوريم . در اين‌جا چند مطلب است كه به‌جا خواهد بود با كمال دقت به آنها توجه كنيم : يكى آن‌كه مواريث ملّى آن نيست كه در لابه‌لاى كتابهاى كهن و در زاويه‌هاى فراموش‌شدهء كتابخانه‌ها دور از فهم و خارج از دسترس قرار گرفته باشد . مواريث ملّى بايد جزيى از شخصيت افراد و خود عاملى براى تكوين سجاياى ملّى باشد . و اين اصلى است كه در منشور انقلاب آموزشى هم به آن توجه خاص شده ، زيرا در همين منشور مقرر شده است كه : « هدف نهايى آموزشى كشور پرورش افرادى است كه غير از تخصص در علوم و فنون مختلف