محمد مهدى ملايرى
391
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ماه . » و اين منحصر به همين دو مورد نيست . « 1 » نه تنها در بيان تواريخ دورهء ساسانى بلكه در بيان تواريخ دورههاى اسلامى ايران نيز گاهى اين اصطلاح به كار رفته . حمزهء اصفهانى تاريخ بعضى حوادث بزرگ دوران خود را همچنان به همين عبارت « ماه » و « روز » ذكر مىكند و اين دلالت دارد بر اينكه اينگونه ذكر تاريخ تا اين زمان يعنى اواسط قرن چهارم نيز در ايران معمول بوده است . « 2 » بيرونى هم اين اصطلاح را به فراوانى در بعضى مؤلفات عربى خود به كار برده است . « 3 » و علت اين هم كه اصطلاح ماهروز تا اين حد شهرت يافته اين است كه در گاهشمارى ايرانى هرروز از ماه هم مانند هرماه از سال اسم مخصوصى مىداشته و دوازده تا از آنها با نام دوازده ماه يكسان مىبوده ، و چون هرروز از ماه را هم در آيين زردشتى احكام و عبادات خاصى بوده ، و روزهايى هم كه نام روز و ماه با هم يكسان مىشده جشن و آيينى خاص داشتهاند ، از اين جهت هم در تاريخ دينى و هم در تاريخ مدنى ذكر ماه و روز مخصوصا با تكرار اين دو كلمه كه اشتباهى رخ ندهد ضرورى بوده و به اين جهت كلمهء « ماهروز » شهرت عام يافته و همچون يك اصطلاح معروف در كتب عربى عينا به كار رفته و ترجمه نشده است . مطلب دوم اين است كه كلمهء « ماهروز » ضمن اصطلاحات ديوانى از عربى به فارسى راه يافته است . در روايت ميمون بن مهران نيز ذكر اين كلمه و ورود آن به زبان عربى با نام هرمزان توام است . اين هرمزان يكى از سرداران معروف ايرانى
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 501 ، در بيان تاريخ ولادت بهرام گور و ج 1 ، ص 628 در بيان تاريخ كشته شدن اردشير پسر شيرويه . و ج 1 ، ص 629 در بيان تاريخ كشته شدن شهربراز . ( 2 ) . نگاه كنيد به آنچه حمزه در ذكر حوادث اصفهان در صفحهء 147 و 148 و 149 و همچنين در تاريخ واليان خراسان در صفحهء 174 - 176 از كتاب خود تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء ذكر كرده ( چاپ بيروت ) . ( 3 ) . نگاه كنيد به كتاب او به نام « تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكن ، به تصحيح و تحقيق دكتر پ . بولجاكوف ، انتشارات معهد المخطوطات العربيه ، قاهره ، 1961 ، ص 75 ، 86 ، 91 ، 93 - 96 ، 98 - 103 .