محمد مهدى ملايرى

382

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

است . « 1 » بنابراين كلمهء « طربوش » مستقيما از « سرپوش » گرفته نشده ، بلكه از معرّب آن كه نخست به صورت « شربوش » بوده تحريف شده ، ولى با اين‌حال باز زياد از اصل خود دور نيفتاده است . نمونهء ديگر ، نوعى درخت را در لبنان و سوريه و اردن « زنزلخت » مىخوانند . اين درخت همان است كه در كتب قديم به نام « ازدرخت » تعريب شده ، و ابن بيطار معنى آن را « شجر حر » نوشته است . اصل فارسى اين كلمه « آزاد درخت » است كه به گفتهء صاحب برهان « درختى است كه آن را در گرگان ( زهر زمين ) و در فارس ( درخت طاق ) و ( طغك ) مىگويند . » آزاد درخت نخست در عربى به صورت « از درخت » درآمده ، و سپس به صورت « زنزلخت » تحريف شده . « 2 » اين كلمه از عربى به زبان فرانسه هم به صورت Azedarac يا Azadaracht راه يافته است . « 3 » « بمب » ، يعنى همين سلاح معروف جنگى را ، در عربى « قنبله » مىخوانند . اين كلمه عربى نيست ، و در زبانهاى ديگر هم به اين هيأت اصلى براى آن نشناخته‌اند ؛ علت اين است كه در هيأت اصلى آن چند بار تغيير روى داده ، و مىبايستى از راه همان تغييرات و از روى گونه‌هاى مختلف آن به اصل آن پى برد . اين كلمه كه در نوشته‌ها و كتابهاى امروزى عربى به صورت قنبله نوشته مىشود در تاريخ جبرتى كه تأليف آن در اوايل قرن پيش است به صورت « قنبره » آمده . قنبره هم عربى نيست ، بلكه عربى گونه‌اى است از كلمه « خمبره » كه در برخى از منابع عربى ديده مىشود . « 4 » و تشخيص اصل كلمه خمبره كه از چه زبانى

--> ( 1 ) . شرح مجانى الادب ، ج 2 ، ص 572 . ( 2 ) . الاشتقاق و التعريب ، ص 32 ، « در اين كتاب » آزاد درخت شجر التسبيح معنى شده . تفسير الالفاظ الدخيله ، ص 2 ، در برهان قاطع عربى آن « شجر جر » چاپ شده و غلط است بايد به « شجر حر » تصحيح شود . ( 3 ) . Lammens , Les mots francais derives de l'Arabe . ( 4 ) . احمد رضا ، رد العامى الى الفصيح ، بيروت 1952 ، ص 342 .