محمد مهدى ملايرى
369
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
و اگر بخواهيم در اينباره قدرى گشادهتر سخن گوييم ، بايد معرّبات را از اين نظر به دو دسته تقسيم كنيم : يك دسته كلماتى كه به وسيلهء علما و نويسندگان و مردم باسواد و از راه ترجمه و خط و كتابت وارد زبان عربى شدهاند ، و دستهء ديگر آنها كه به وسيلهء تودهء مردم و كسانىكه آنها را معمولا عوام الناس مىخواندهاند در اين زبان راه يافته ، و مربوط به امور عادى زندگى و يا ابزار كار پيشهوران و مانند اينها بوده ، و اگر هم در زبان ادبى به كار رفتهاند آن هم از همان طريق بوده است . دستهء اول كه غالبا استعمالكنندگان آنها به اصل كلمه آشنا بودهاند در نقل آنها معمولا قواعد يا ضوابطى را كه به مقتضاى ساختمان زبان عربى وضع شده رعايت كردهاند ، ولى دستهء دوم هميشه چنين رعايتى را نكرده و معمولا به همان صورتىكه كلمهاى را شنيدهاند به كار بردهاند ، هرچند شكسته يا تحريف شده يا غلط به گوش آنها خورده باشد . و چون ملاك صحت كلمات هم در زبان عربى سماع از اعراب و نحوهء استعمال آنها است ، بنابراين همان كلمات هم به همانگونه كه استعمال شده در لغت پذيرفته شدهاند . اينك بپردازيم به بيان دگرگونيهاى كلمات فارسى در عربى ، و شرح مراحل مختلفى كه اين كلمات در اين زبان پيمودهاند . و براى اينكه موضوع مبهم نماند ، سعى مىشود تا جايىكه متناسب با اين گفتار باشد مطالب با ذكر نمونهها و مثالهاى متعدد روشنتر گردد . گاهى صورت ظاهر كلمه هيچ تغييرى نكرده و در عربى هم به همان صورت فارسى استعمال شده ، ولى از آنجا كه در زبان عربى هيچ كلمهء خارجى هرقدر هم هيأت خود را حفظ كند باز از نوعى تغيير ، اگرچه با افزودن ( الف و لام ) يا تنوين و اعراب يا تغييرى در حركات آن باشد در امان نمىماند ، اين دسته از كلمات فارسى نيز دچار همينگونه تغييرات شدهاند ، مانند كلمهء ( يكبهيك ) در اين شعر :