محمد مهدى ملايرى
363
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
چند نكته دربارهء دگرگونىهاى كلمات فارسى در زبان عربى دو زبان فارسى و عربى هرچند از دو خانوادهء مختلف و در طرز ساختمان به كلى از هم جدا هستند ، ولى از ديرباز باهم پيوستگىهاى بسيار و يك نوع دادوستد لغوى داشتهاند ، كه در نتيجهء آن بر حجم كلمات و وسعت دامنهء تعبيرات و اصطلاحات هردو افزوده و هردو از آن بهرهمند شدهاند . زبان عربى هنگامىكه با دين اسلام از محيط محدود خود خارج گرديد و زبان دينى و علمى و ادارى مردمى شد كه از وسايل زندگى و تمدن عصر برخوردار و داراى علم و فرهنگى متناسب با چنان زندگى بودند ، و دولتى نيرومند با سازمان ديوانى شايسته داشتند ، براى اينكه با محيط تازه منطبق شود و پاسخده همهء نيازمندىهاى مادّى و معنوى چنين جامعهاى گردد ، ناچار مىبايستى اصطلاحات و تعبيرهاى جديدى از زبانهاى ديگر به عاريت گيرد و كلمات تازهاى براى مفاهيم و ابزارهاى تازه در خود بپذيرد ، و چنين هم شد . زيرا زبان عربى از آغاز انتشار اسلام نخست به كندى ، و سپس در دورهء خلافت عباسيان با سرعتى بىمانند ، دچار تحولى همهجانبه گرديد ، و با نقل و ترجمهء آثار علمى و فرهنگى از زبانهاى ديگر ، و به ويژه از زبان فارسى ، « 1 » كلمات و اصطلاحات بىشمارى در
--> ( 1 ) . مقصود از زبان فارسى در اينجا معنى اعم آن است كه شامل همهء لهجههاى ايرانى و از آن جمله پهلوى نيز هست ، چنانكه در لغتنامههاى عربى نيز به همين معنى است .