محمد مهدى ملايرى

336

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تركيب و انشا هم نيست ولى به همان صورت و بدون تصرف در عبارات در سال 1934 ميلادى با تعليقات آقاى دكتر قسطنطين زريق يكى از استادان تاريخ شرق در دانشگاه امريكايى بيروت در سلسله انتشارات علوم شرقى همان دانشگاه در بيروت به نام « اليزيدية قديما و حديثا » به چاپ رسيده و مطالب زير خلاصه‌اى از آن است : « يزيديان به هفت فرشته يا آفريدگار معتقدند كه يكى از آن‌ها يعنى بزرگترين آن‌ها ديگران را هريك در يك روز هفته از نور خود آفريده ، همچنان‌كه شمعى را از شمع ديگر برافروزند . نام اين هفت فرشته در نزد آن‌ها به اين‌گونه است : 1 - عزراييل ، 2 - درداييل ، 3 - ميخاييل ، 4 - اسرافيل ، 5 - زرزاييل ، 6 - شهخاييل ، 7 - نوراييل . اين فرشتگان هركدام نام ديگرى هم دارند كه به ترتيب عبارتند از 1 - شمس الدين يا « آفتاب » ، 2 - فخر الدين يا « ماه » ، 3 - امادين ، 4 - طاووس ، 5 - سجادين ، 6 - نصر الدين ، 7 - يزيد » . افسانهء آفرينش در عقيدهء آن‌ها بدين‌صورت خلاصه مىشود : « خداى بزرگ براى خود كشتى ساخته بود كه با آن در همه درياها گردش مىكرد ، و او از ذات خود مرواريدى آفريد و چهل هزار سال بر او فرمان راند و سپس بر او خشمناك شد و او را بينداخت ، و شگفتا كه از خشمش كوهها و از دود آن آسمانها آفريده شدند ، پس از اين بر فراز آسمانها شد و آن‌ها را ثابت و سخت نمود و بىستون به‌پا داشت و به زمين آمد و قلمى به دست گرفت و شروع به نوشتن همه آفريدگان كرد . پس از آن به خداى دوم گفت من آسمان را آفريدم و همين مرا بس ، تو هم به آسمان برو و چيزى بيافرين ؛ او نيز به بالا رفت و آفتاب را بيافريد . به سومى نيز گفت تو هم برو و چيزى بيافرين ؛ او هم بر فراز آسمانها شد و ماه را بيافريد ، و به همين‌ترتيب چهارمى فلك را ، و پنجمى برج يعنى ستارهء صبح را ، و ششمى ميوه‌ها و گياهان زمين را بيافريدند ، و هفتمى هم قلم به دست گرفت و تمام آفريدگان زمين و دريا را از مرده و زنده بنوشت . معتقدند كه در هر ده‌هزار سال يكى از اين فرشتگان يا خدايان بر جهان آفرينش