محمد مهدى ملايرى
334
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ياد مىكردهاند » . البته در عصر حاضر عقايد و رسوم و آداب اين مردم را نمىتوان به دين و آيين مخصوص و شناختهشدهاى پيوست ، چون به اندازهاى از عناصر و عقايد مختلف و متضاد تركيب شده كه با هيچيك قرابت و تشابهى ندارد ، ولى در اينكه اصل دين آنها چه بوده از روى بسيارى از عقايد و آداب آنها حدس مىزنند كه كيش آنها يكى از كيشهاى ايرانى قديم بوده كه پيروان آن يا پيش از اسلام و يا در همان هنگام فتوحات اسلامى در همين محل مىزيسته يا به آنجا پناه بردهاند ، و بهسبب سرزمين كوهستانى و دور از دسترس خود توانستهاند بسيارى از عقايد و راه و رسم قديم خود را هرچند به صورتى تحريف شده باشد حفظ كنند . ولى چون در اثر محصور ماندن بين مسلمانان و اعراب كمكم رشتههايى كه آنها را به دين مشخصى مىپيوسته از هم گسيخته و سرچشمه عقايد اصلى آنها خشك شده ، و از طرفى هم از منابع اصلى معارف عصر كه معارف اسلامى بوده دور و بر كنار ماندهاند ، كمكم معتقدات آنها به صورت مجموعهاى از عقايد و رسوم مختلف ناسازگار درآمده كه از هردين و آيينى نشانه و آثار مبهم و نامعلومى در آن باقى مانده و چه بسا كه از اين لحاظ جامع متناقضات شده است . براى مطالعه در معتقدات واقعى يزيدىها منابع كافى در دسترس نيست ، و علت آنهم اين است كه خود آنها هم در اين زمينه كتاب و نوشتههاى مدونى ندارند و همه عقايد و سنن آنها مانند همهء معارف و سنن عاميانهء زبانى از نسلى به نسل ديگر منتقل شده ، و به همينجهت پيوسته زمينه براى ورود عناصر خارجى و همچنين بروز اختلاف در آن آماده بوده است . يزيدىها دو كتاب اساسى دارند ، يكى به نام « جلوه » و ديگرى به نام « رش » . ولى از ايندو كتاب هم كه غالبا شامل مطالبى افسانهمانند است چيزى راجع به اصول عقايد و اصل و منشأ معتقدات آنها دستگير نمىشود . بعضى از محققان نص آندو را يافته و منتشر ساخته و حتى به بعضى از زبانهاى زنده نيز ترجمه كرده و تعليقات تاريخى