محمد مهدى ملايرى

315

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دينى هندى به نام ريگ ودا ( Reg Veda ) است كه عبارت از مجموعه‌اى از سرودهاى دينى و نشان‌دهندهء دوره‌اى است كه مردم آريايىنژاد در حال تحول از زندگى بدوى و بيابان‌گردى به زندگى كشاورزى و آبادانى زمين بوده‌اند . در اين دوره و شايد هم در دوره‌هاى بعد از آن عقايد آريايى مبتنى بر تقديس عناصر طبيعى سودمند بوده كه آنها را به جاى خدايان مىپرستيده‌اند . آسمان صاف ، نور درخشان ، آتش فروزان و گرمابخش ، آفتاب تابناك ، و زمين كه مردم را همچون مادرى مهربان دربر گرفته ، و آب كه مايهء زندگى هرجاندارى است ، بادها و رعدها كه زمين را با باران ابرها سرسبز و خرم مىدارند ، همهء اينها از وجودهاى پاك و مقدس شمرده مىشده‌اند ، و در برابر آنها عناصر ديگر يا پديده‌هاى طبيعى ديگرى را كه زيانمند و ويران‌كن شناخته شده‌اند مانند تاريكى و خشك‌سالى و سرما و بيمارى و مانند اينها از موجودات اهريمنى و ملعون مىشمرده‌اند . بنابراين نيروهاى كارگر در اين جهان به عقيدهء آنان دو دسته بوده‌اند ، يكى خدايان نيكى و آباديخواه و ديگر خدايان بدى و ويرانكار . ليكن هرقدر زمان پيشتر آمده خدايان نيكى بزرگى و قدرت بيشترى كسب كرده و پايگاه آنها بالاتر از خدايان شر و تباهى قرار گرفته است . با ظهور دين مهرپرستى كه پيش از زردشت نه تنها در سرتاسر ايران بلكه حتى تا سرزمين روم نيز گسترش يافته بود در عقايد دينى آريايىها تحول ديگرى به سوى يگانه‌پرستى حاصل شد . هرچند هنوز به يگانه‌پرستى مطلق نرسيده بود ، زيرا ايزدمهر در ميان ساير خدايان مقام والاتر و بلندترى را احراز كرده و بزرگترين خدايان شده بود ، ولى نه خداى يگانه . اين تحول بزرگ با ظهور دين زردشت حاصل گرديد . زيرا اهورامزدا خداى زردشت بزرگترين و نيرومندترين خدايان نيست ، بلكه خداى يگانهء توانا و كامل مىباشد . زردشت مردم را به خدايان متعدد نخواند بلكه براى از ميان بردن عقيدهء چند " خدايى برپا خاست " . وى خدايان سابق را كه آرياييان مىپرستيدند از پايگاه خدايى به زير آورد و آنها را گمراه و گمراه‌كننده خواند و پيروان آنها را