محمد مهدى ملايرى
297
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنكه زبان و ادبيات فارسى باشد بىاطلاع بماند يكى از منابع اصلى و اساسى كار خود را از دست داده است . دربارهء تاريخ عمومى عرب و تحقيق در آن كه در هر حال از تاريخ اسلام جدا نيست اين مطلب را هم بايد يادآور بود كه گذشته از دوران پيش از مغول كه در زبان فارسى هم مؤلفات تاريخى چندى به وجود آمده ، از بعد از مغول تواريخ قسمت بزرگى از عالم اسلامى به زبان فارسى تأليف شده كه در آن زمينهها در زبان عربى مؤلفاتى به آن اهميت وجود ندارد ، و هرگونه تحقيق تاريخى در آن دورهها بدون مراجعه به آن مصادر تاريخى ناقص و نارسا خواهد بود . به اين دلايل و دلايل ديگرى كه در اينجا جاى تفصيل آنها نيست به نظر ما در سطح علمى و تحقيقاتى زبان و ادبيات فارسى و عربى هريك مكمل يكديگرند و هردو به يك اندازه به يكديگر احتياج دارند و هيچيك از ديگرى بىنياز نخواهد بود . س - گذشته از زمينهء تاريخى و تحقيق در ادبيات كلاسيك عربى آيا به نظر شما آموختن زبان و ادبيات فارسى در حال حاضر چه نفعى براى دانشجويان عرب خواهد داشت ؟ ج - براى اينكه از گفتههاى سابق اين نتيجه گرفته نشود كه زبان فارسى تنها به درد محققانى خواهد خورد كه بخواهند در لغت يا فرهنگ و تاريخ گذشته عرب تحقيق نمايند و زبانى نيست كه در عصر حاضر هم رسالتى داشته باشد تا بتواند خوانندهاى را راضى و خرسند سازد ، شايد طرح اين مطلب ضرورت داشته باشد . در اين مورد لازم مىدانم به اين مطلب بهطور اجمال اشاره كنم كه چون ادبيات زبان فارسى و بهخصوص ادبيات منظوم آن بيشتر جنبهء انسانى و جهانى دارد تا جنبهء محلى ، از اينجهت هميشه براى خوانندگان غير ايرانى هم همان فوائد روحى و معنوى را دربر دارد كه براى خوانندهء ايرانى . از اينجا است كه زبانهاى كمى را مىتوان نشان داد كه آثار ادبى و فكرى آنها به اين كثرت و به اين كيفيت كه آثار فارسى را بوده است به زبانهاى ديگر ترجمه شده باشد ، و اين بدان جهت است كه ادبيات منظوم زبان فارسى و بهخصوص