محمد مهدى ملايرى
276
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن در همين مطلب نهفته است » ، بهطور كلى مورد اتفاق اهل نظر و همه كسانى است كه با دقت و درايت به تحقيق در تاريخ علوم در اسلام پرداختهاند . اين امر مورد قبول است و همچنين مورد قبول است كه اعراب نخستينبار در ايران علم و فرهنگى را كه در خارج از جزيرة العرب وجود داشت شناختند و حتى با علومى هم كه معمولا آنها را يونانى الاصل مىدانند در ايران آشنا شدند ، ليكن در جزئيات و تفاصيل اين امر هنوز براى بعضى از محققان برخى نكات مبهم و نامعلوم وجود دارد كه خود دليلى است بر اينكه هنوز در اين زمينه موضوعهاى بسيارى هست كه احتياج به پژوهش و بررسى دارد . مثلا دانشمند خاورشناس روسى كراچكوفسكى ( krachkovski ) كه دربارهء آغاز پيدايش جغرافياى رياضى در نزد اعراب تحقيقى عالمانه كرده است در توضيح اين عقيدهء خود كه جغرافياى علمى در زبان عربى به علم هيأت يونانى برمىگردد به چند سؤال برمىخورد كه براى آنها جوابى نمىيابد . يكى اينكه چرا تأثير يونانى در جغرافياى عربى خيلى ديرتر از تأثير ايرانى و هندى صورت گرفته ، بدينمعنى كه روشهاى يونانى از نيمههاى قرن سوم هجرى به تدريج در عالم اسلام و آثار عربى رواج يافته در صورتىكه روش ايرانى و هندى متجاوز از يك قرن قبل از اين تاريخ در تمام قلمرو اسلام حتى در دورترين نقاط آن مثل اندلس داراى شهرت و اعتبار بوده و بعضى از نظريات علمى ايرانى و هندى در اين زمينه تا مدتها پس از اين تاريخ هم همچنان جزء علم جغرافياى عربى باقى ماند ؟ يا اينكه چرا جغرافياى علمى عربى و اسلامى كه بر هيأت و نجوم يونانى استوار است در دورهء امويان كه مركز خلافت آنها در شام بوده و به مركز قديم تمدن هلنيستى در انطاكيه و اسكندريه كه غالبا در آنجاها سريانيها نقش واسطه در نقل علوم يونانى را داشتهاند نزديكتر بودهاند شناخته نشد ، بلكه اين علم در دورهء عباسى و آن هم در بغداد مركز تمدن ايرانى شناخته شد ؟ و چرا در آغاز كار نقل و ترجمه در اين علم در ابتدا بيشتر از آثار ايرانى صورت گرفته است نه مستقيما از آثار يونانى ؟ و چرا در عصر اموى هيچ نامى از منجمى برده نشده و