محمد مهدى ملايرى
238
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كه در همين زمينه در ادبيات پهلوى وجود داشته و به نام « شايست نشايست » معروف شد روشن سازد ممكن است در رشتههاى نوظهور ديگرى در ادبيات اين عصر نيز بىآنكه جانب حزم و احتياط رها شود آزمايش گردد . از همين قبيل است تحقيق و پژوهش دربارهء شرح حال و آثار كسانىكه در ادبيات عربى اين دوره به عنوان پيشرو يك فن يا بوجود آورندهء مكتبى جديد شناخته شدهاند . زيرا بسيار احتمال مىرود كه آن فن يا مكتبى كه در زبان عربى تازه و نوظهور جلوه مىكند در ادبيات دورهء ساسانى سابقه داشته و از آن دوره به زبان عربى راه يافته باشد ، و در اين صورت بعيد نيست كه از تحقيق در شرح حال و پژوهش آثار ايشان راههاى تازهاى براى تحقيق در زمينههاى جديدى از ادبيات دوره ساسانى به روى پژوهنده گشوده شود . شايد بهترين مثالى كه براى اين مطلب بتوان ذكر كرد عبد الحميد بن يحيى دبير و نويسندهء معروف اواخر عصر اموى است . عبد الحميد در تاريخ ادبيات عربى به عنوان مخترع فن نويسندگى و به وجود آورنده نثر فنى در زبان عربى شناخته شده . هنر نويسندگى بدانگونه كه در ديوان رسائل معمول بود تا آن زمان در زبان عربى سابقه نداشت ، و كار استادانهء عبد الحميد ، هم در نظر معاصران و هم در نظر متأخران تازه و نوظهور مىنمود ، تا جايىكه گفتند « بدأت الكتابة بعبد الحميد » يعنى نويسندگى با عبد الحميد آغاز شد ، و اين گفته در عربى حكم مثل سائر را پيدا كرد . ولى همين هنر كه در زبان عربى تازه مىنمود در زبان پهلوى و ادبيات دوره ساسانى نه تنها با سابقه بود بلكه شيوع و رواج كامل داشت . و هيچ شكى نيست كه عبد الحميد همانطور كه ابو هلال عسكرى گفته است از رسائل فارسى ( پهلوى ) سرمشق گرفته و آنچه در زبان عربى بوجود آورده از لحاظ هنر و شيوهء نگارش نمودار آثارى است كه از دوره ساسانى در دست داشته و شايد بسيارى از آنها را هم خود وى به عربى ترجمه كرده باشد . و با اين ترتيب مسلم است كه هرقدر تحقيقات ما درباره عبد الحميد و هنر وى پيشتر رود و مطالعات تطبيقى دربارهء آثار بازماندهء وى گسترش يابد و معلومات ما درباره نثر فنى عربى و تحولات آن بيشتر گردد از