محمد مهدى ملايرى
224
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نزديك به آن در دست است منحصر كنند ، و از يكى از منابع مهم تحقيق در اين زمينه يعنى ادبيات عربى عصر عباسى كه قسمتى از آن تحوليافتهء همان ادبيات دوره ساسانى است غفلت ورزند هرگز توفيق نخواهند يافت كه چهرهء واقعى ادبيات دورهء ساسانى را چنان كه بايد ترسيم كنند ، و آن را چنان كه بوده بشناسند و بشناسانند ، زيرا بدون ترديد يكى از مهمترين منابع براى جستوجو و تحقيق در ادبيات دورهء ساسانى همين ادبيات عربى دورهء عباسى است كه از خلال آن نه تنها مىتوان تا حدى به كيفيت و انواع و رشتههاى مختلف ادبيات دورهء ساسانى آشنا گرديد ، بلكه همچنين مىتوان با دقت و موشكافى بيشتر و با صرف وقت و شكيبايى آثار ارزندهاى از ادبيات آن دوره را هم لااقل در ترجمهء عربى آنها بدست آورد . ادبيات عصر اول عباسى نه تنها از نظر تحقيق در فرهنگ ايران ، بلكه از نظر تحقيق در تحول فرهنگ عربى نيز اهميت فراوان دارد ، زيرا به همانگونه كه پژوهندگان فرهنگ ايرانى ناچارند براى دست يافتن به قسمتى از آثار ادبى و فرهنگى دورهء ساسانى از خلال همين ادبيات و آثار فرهنگى عربى عصر عباسى راهى به آن دوران باز كنند ، محققان زبان و ادبيات عربى هم براى درك صحيح تحولات ادبى اين زبان در عصر عباسى ناچارند كه قسمتى از علل و عوامل آن تحولات را در ادبيات دورهء ساسانى و فرهنگ و تمدن ايران جستوجو كنند . البته اين را هم بايد در نظر داشت كه اينگونه تحقيقات گذشته از دقت زياد و صبر و حوصلهء فراوان احتياج به ممارست ممتد در فرهنگ و ادبيات و تاريخ هردو زبان دارد و به همين جهت لازم است كه اين موضوع در چهارچوب تحقيقات مشترك عربى و فارسى و ادبيات تطبيقى ايندو زبان قرار گيرد . البته اين امر بر دشوارى كار مىافزايد ولى در هرحال ضرورت دارد ، چون در چنين مسألهاى كه به ادبيات و تاريخ هردو زبان پيوسته است بايد با احتياط كامل قدم برداشت و همواره مراقب بود تا تحت تأثير آرا و عقايد كسانىكه اين مسأله را تنها از يكسوى آن ديده و نظرى ابراز داشتهاند قرار نگرفت ، و از