محمد مهدى ملايرى

222

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و تا دو سه قرن ديگر هم كم‌وبيش در دسترس اهل علم و ادب و مورد استفادهء آنان بود ، و بسيارى از آن آثار و مؤلفات در قرنهاى نخستين اسلامى به زبان عربى هم ترجمه شد و در فرهنگ اسلامى راه يافت ، و همان آثار علمى و فرهنگى ايران بود كه يكى از عوامل تحول سريع و عظيم فرهنگى عربى و اسلامى در دورهء خلافت عباسى گرديد . بنابراين مطلبى كه در اين مورد نزديكتر به حقيقت مىنمايد اين است كه با ظهور و انتشار اسلام قسمت عمدهء آثار فكرى و فرهنگى ايران تحول يافت ، يعنى از صورت ايرانى و زردشتى به زىّ عربى و اسلامى درآمد و به سبب همين تحول چهرهء اصلى آن آثار دگرگون شد ، و براى كسانىكه انتظار داشتند آثار ايرانى را در همان زىّ ايرانى و ساسانى آن بيابند ناشناخته ماند و در حكم معدوم درآمد و يكى از علل عمده بىخبرى يا كم‌خبرى ما هم از آثار ادبى آن دوره همين امر است . اين را مىدانيم كه در نيمهء اول قرن دوم اسلامى هنگامىكه خلافت اسلامى در عهد عباسيان در عراق يعنى مركز دولت ساسانى مستقر گرديد از نو در اين منطقه فرهنگ و تمدنى بوجود آمد كه هرچند در ظاهر به صورت عربى و اسلامى جلوه نمود ، ولى اهل نظر و تحقيق آن را از بسيارى جهات - چه از نظر علمى و هنرى و چه از نظر ادارى و تشكيلات - دنبالهء همان تمدن و فرهنگى مىدانند كه قبلا در اين منطقه حكمفرما بوده ، يعنى تمدن و فرهنگ ساسانى . و اين نشان مىدهد كه آن فرهنگ و تمدن همچنان در اين منطقه پايدار و سرزنده باقى مانده بود تا پس از گذشتن دوران آشفتگى و رسيدن دوران آرامش و استقرار دوباره رسالت تاريخى خود را - ولى اين‌بار به شكل ديگرى - از سر گيرد . و اين را هم مىدانيم كه در اين دوره از تاريخ خلافت عباسى كه در تاريخ ادبيات عرب به عصر نقل و ترجمه معروف شده در بين دانشمندانى كه كار آنها ترجمهء كتاب از زبانهاى ديگر به زبان عربى بود كسانىكه به ترجمهء كتابهاى پهلوى به زبان عربى اشتغال داشتند كم نبودند ، و اگر به فهرستى كه ابن النديم از