محمد مهدى ملايرى
161
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
غرب و شمال و جنوب نوشته و طبرى مقدمهء نامهاى را كه خطاب به پادوسپان آذربايجان بوده نقل كرده « 1 » و ديگر نامهاى كه از جبههء جنگ با روم هنگامىكه به سبب بيمارى در شهر حمص در سوريه بوده و از شورش پسرش انوشزاد كه با پراكندن خبر مرگ او قصد تصرف تاج و تخت را داشته آگاه گرديده به كاردار خود در ايران نوشته و او را به دفع آن شورش فرمان داده و دينورى تمام آن را در تاريخ خود آورده است . « 2 » خطبهها دستهاى ديگر از نوشتههاى ساسانى كه در اين زمينه به عربى ترجمه شده و آموختن آنها را به دبيران ديوان خلافت توصيه مىكردهاند خطابههايى بوده كه از پادشاهان ايران روايت مىشده و بيشتر آنها خطابههاى تاجگذارى بوده و نمونههاى آنها را در شاهنامهء فردوسى مىتوان ديد و در مآخذ عربى اسلامى هم غالبا ذكرى از آنها رفته و گاه مطالبى از آنها به تفصيل نقل شده كه اهتمام مؤلفان اسلامى را به آنها نشان مىدهد . از آن جمله خطبهاى بوده است منسوب به منوچهر پادشاه داستانى ايران ، كه بنا به روايتى در طبرى ، موسى بن عمران پيامبر بنى اسرائيل در زمان او و در سال شصتم از پادشاهى او زاده شد . « 3 » اين خطبه كه به گفتهء مسكويه قديمىترين خطبهاىست كه به مسلمانان رسيده يكى از طولانىترين خطبههايى هم بوده است كه به عربى ترجمه شده . اين خطبه را ، هم طبرى نقل كرده كه نزديك چهار صفحه از كتاب را دربر گرفته « 4 » و هم مسكويه آن را در تجارب الامم آورده است . « 5 » بلعمى هم ترجمه گونهاى از آن را آورده « 6 » و دربارهء آن گفته است كه : « پادشاهان را واجب است كه آن خطبه بخوانند و بدانند
--> ( 1 ) . طبرى ، 1 ، 893 . ( 2 ) . دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 70 - 71 . ( 3 ) . طبرى ، 1 ، 434 . ( 4 ) . طبرى ، 1 / 437 - 440 . ( 5 ) . ابن مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 19 به بعد . ( 6 ) . بلعمى ، ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 37 - 42 .