محمد مهدى ملايرى

127

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

را نوشته‌اند كه وى دهقانان ، يعنى مالكان منطقه را كه در نظام ديوانى ايران جمع خراج را از قلمرو خود برعهده مىداشتند ، گرد آورد و آنها را نسبت به خراج ابو ابجمعى خودشان متعهّد ساخت ، « 1 » يعنى به آنها گفت همچنان به كار خود ادامه دهند و از آن پس به جاى نظام قديم خود را در برابر نظام جديد متعهّد شناسند . و بدين‌سان نظام مالى و ديوانى ايران بىآنكه در اساس آن خللى وارد آيد به دولت اسلام انتقال يافت . اثر آنى و فورى كه از اين اقدام در نظر بوده اين بود كه با حفظ وضع موجود از آشفتگى امر خراج و كاهش عايدات كه ركن اصلى و استخوان‌بندى هردولت است جلوگيرى شود و چنين هم شد ، چه ، عمر در همان سال نخست كه سواد را به تصرّف درآورد ، مبلغ خراجى كه از آنجا وصول نمود با آنچه پيش از آن به وسيلهء پادشاهان ايران وصول مىشد چندان تفاوتى نداشت . « 2 » او همچنين در سايهء همين تشكيلات منظّم ديوانى توانست تمام اين منطقه را كه از لحاظ مالى و خراجى از زمان انوشيروان به اين سوى مساحت يا به اصطلاح امروزى مميّزى نشده بود ، از نو مساحت كند و نسبت به تغييراتى كه در آنها حاصل شده بود در خراج آنها تجديدنظر نمايد . « 3 » و امّا آثارى كه اين اقدام بر تاريخ و فرهنگ ايران و استمرار آن در اين دوران برجاى نهاد بسيار ژرف و گونه‌گون بود . نخستين اثر آن اين بود كه به ابقاى طبقهء دهقانان بر همان وظايفى كه پيش از آن داشتند يكى از رشته‌هاى استوار پيوند تاريخ و فرهنگ ايرانيان از گزند آشفتگيهاى زمان بر كنار ماند و همچنان در درون جامعهء ايرانى سرزنده و بانشاط به رسالت تاريخى خود ادامه داد . بقاى ديوان خراج هم در دولت خلفا به همان صورت كه بود باعث گرديد

--> ( 1 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 333 ، ذيل كلمهء كوفه در روايتى از ابو عبيده معمر المثنى . ( 2 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 14 . ( 3 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 330 .