محمد مهدى ملايرى

112

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خود را به بيمارى بزند ، به تفصيلى كه در روايت ذكر شده است . روايت گويد كه پس از كشته شدن زادان فرخ كه صالح به جانشينى او تعيين گرديد روزى صالح آنچه را كه ميان او و زادان فرخ گذشته بود براى حجاج بازگفت و حجاج چون دانست كه صالح از عهدهء چنين كارى برمىآيد او را مأمور نمود تا ديوان را به عربى برگرداند . دبيران ايرانى كه ادارهء امور دفاتر مالياتى و دخل و خرج كشور را برعهده داشتند و مايل نبودند چنين كارى صورت گيرد درصدد برآمدند تا با ذكر مشكلات اين كار و بزرگ جلوه دادن آن صالح را از قبول اين عمل بازدارند . نمونهء مجادلات ايشان گفت‌وگويى است كه بين مردان شاه پسر زادان فرخ رئيس سابق ديوان و صالح بن عبد الرحمن رئيس لاحق آن روى داده و قسمتى از آن در همين روايت ذكر گرديده است . و حتى ايرانيان حاضر شدند كه صدهزار درهم به صالح بدهند كه او در برابر حجاج از انجام اين كار اظهار عجز كند ، ولى صالح نپذيرفت ، شايد بدان جهت كه حجاج براى او ضرب الاجلى تعيين كرده بود و اگر او در آن مدت كار را به انجام نمىرسانيد از خشم حجاج و عواقب ناگوار آن در امان نمىماند . ايرانيان چون لجاج و سرسختى صالح را در اين كار ديدند گفتند خداوند ريشه‌ات از بيخ بركند كه ريشهء زبان فارسى را از بيخ بركندى . آنچه در اين روايت جلب نظر مىكند و قابل مطالعه و بررسى است ، يكى مشكلاتى است كه از لحاظ ادبى و لغوى به نظر دبيران ايرانى مىرسيده كه بىشباهت به مباحثى كه در عصر ما براى ترجمهء بعضى از اصطلاحات فنى به زبان فارسى عنوان مىشود نيست ، و ديگر حذف و تحريفهايى است كه در نقل اين روايت در مآخذ موجود روى داده و در نتيجهء آن اين روايت گنگ و در بعضى موارد نامفهوم شده است . مشكلاتى كه به نظر دبيران ايرانى مىرسيده و به زبان مردانشاه بيان شده به نقص اصطلاحاتى فنى ديوانى در زبان عربى و دشوارى نقل يا ترجمهء آن اصطلاحات مربوط مىشود . براى دبيرانى كه با اصطلاحات فارسى كه قرنها در ديوانها به كار رفته و در نتيجه پخته و جاافتاده شده بود خو گرفته و