محمد مهدى ملايرى

97

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ذكر شد همهء نوروزها به جاى خود برمىگردد . با توجه به آنچه گذشت اين گمان مىرود كه مرحوم تقىزاده متوجه اين نابسامانى عبارات و سهو و اشتباهى كه در چاپ كتاب روى داده نشده و ظاهر متن چاپ شده را ملاك داورى خود دربارهء آن قرار داده است . البته بادقت نظرى كه در آن مرحوم مشهود بود چنين گمانى بىمورد به نظر مىرسد ولى با توجه به گفتهء ايشان دربارهء اين فهرست كه كليهء تطبيق‌ها در آن غلط است راهى جز تأييد اين گمان باقى نمىماند . زيرا تنها علتى كه باعث شده كليهء تطبيق‌ها در اين فهرست غلط از آب درآيد همين سهو و اشتباه و جابه‌جايى عبارات بوده و چون اين اشتباه تصحيح شود چنان كه خواهيم ديد اين كليت هم از ميان خواهد رفت . و آنچه اين گمان را باز هم بيشتر تأييد مىكند اين است كه استاد فقيد در داورى خود دربارهء اين فهرست كه قطعا با مطالعهء دقيق آن صورت گرفته هيچ اشاره‌اى به اين سهو و اشتباه نكرده و اين مىرساند كه متوجه آن نگرديده ، زيرا در صورت وقوف بر آن اين مطلب مهمترين مطلبى مىبود كه يادآورى و تصحيح آن را واجب مىشمرد ، به خصوص كه اين چاپ از كتاب حمزه در مطبعهء كاويانى برلين و به احتمال قوى زيرنظر خود آن مرحوم در هنگام سرپرستى روزنامه كاوه در آلمان چاپ شده بوده است . اين مطلب را هم در اينجا بيفزايم كه پس از تصحيح اين فهرست به ترتيبى كه ذكر شد براى اينكه هم از درستى آن تصحيح و هم از صحت گمانى كه دربارهء علت انتقاد مرحوم تقىزاده براى من پيدا شده بود اطمينان بيشترى حاصل كنم به عنوان نمونه سه مورد از مواردى را كه وقوع نوروز در روزى معين برحسب دلائل ديگرى به جز گفتهء حمزه محرز بود و مرحوم تقىزاده هم آنها را منطبق با حساب صحيح دانسته بود برگزيدم و آنها را با گفته‌هاى حمزه سنجيدم ، نتيجه آن شد كه در دو مورد از اين سه مورد گفته‌هاى حمزه درست منطبق با واقع بود و در مورد سوم هم يك هفته با گفتهء طبرى فرق داشت . و اما آن مواردى كه فرصت تطبيق آنها را يافته‌ام ، يكى نوروز سال 239 هجرى است كه به مناسبت