محمد مهدى ملايرى
55
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بپيوندد ) هم جاحظ در « البيان و التبيين » « 1 » و هم ابو هلال عسكرى در « الصناعتين » « 2 » و هم بيهقى در « المحاسن و المساوى » « 3 » به عنوان اصل مهمى در بلاغت زبان فارسى نقل كردهاند . و ابو هلال عسكرى اين عبارت را هم از گفتههاى بزرجمهر در همين زمينه آورده است كه گفت : « چون مردى را ستودى و ديگرى را نكوهيدى ، آن دو سخن را از يكديگر جدا ساز ، تا ستايش از نكوهش باز شناخته شود . همچنانكه در نوشتههايت هنگامى گفتارى را آغاز مىكنى كه گفتار پيشين را به پايان برده باشى » « 4 » . معيارهايى براى بلاغت حال اگر بخواهيم با بررسى اين مطالب كه از نوشتههاى پارسى بدين صورت به نوشتههاى عربى راهيافته معيارها يا بعضى از معيارهايى را كه در آن دوران براى بلاغت در گفتار و نوشتار مىشناختهاند و سخن خوب را با آنها مىسنجيدهاند و آموختن و عمل بدانها را هم وظيفهء اصلى دبيران ديوان مىدانستهاند به دست آوريم ، اين معيارها به دست مىآيند : نخستين گام در راه نويسندگى خوب ، خوب انديشيدن است و مراد از آن انديشيدن باتأنى و باشكيبايى است نه باشتاب و بىصبرى تا براى نويسنده حد و مرز آنچه مىبايستى به قلم آورد مشخص گردد و همهء مطالبى كه مىبايستى در نوشته بگنجاند اجمالا در ذهن مرتب گرداند . سخن نويسنده يعنى مجموع كلمات و تعابيرى كه براى بيان انديشهء خود به كار مىبرد ، بايد انديشه را تمام و كمال فراگيرد . اين نشانهء بىمايگى نويسنده است كه سخنانش از بيان تمام معانى كه در ذهن دارد كوتاه ماند و چيزى از آن ناگفته و نانوشته همچنان در ذهن او بماند .
--> ( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 87 . ( 2 ) . الصناعتين ، ص 423 . ( 3 ) . المحاسن و المساوى ، ص 398 . ( 4 ) . الصناعتين ، ص 425 .