محمد مهدى ملايرى

50

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دانشها را مىآموخته‌اند و اين نوشته‌ها تا زمان او هم وجود داشته است . وى در جايى كه بلاغت اعراب و ايرانيان را با هم سنجيده و بلاغت اعراب را از آن‌رو كه ارتجالى و بالبداهه بوده است از بلاغت ايرانيان كه در نتيجهء درس و بحث و تعليم و تعلم به دست مىآمده برتر شمرده ، گويد : « در ميان ايرانيان هم سخنوران هستند ، ليكن هر كلام و معنايى از ايشان ، زادهء انديشهء بسيار و مطالعهء كتابها و انتقال معلومات از نسلى به نسل ديگر و جمع شدن ثمرهء همهء آن انديشه‌ها در نسل اخير است ، ولى هر چيزى از عرب بالبداهه و ارتجالى است « 1 » » . كتاب كاروند از نوشتهء جاحظ در جاى ديگر از همين كتاب چنين برمىآيد كه تا زمان او دست‌كم يك كتاب پارسى در فن بلاغت و دستور زبان وجود داشته . جاحظ نام اين كتاب را كاروند نوشته و از آن به مناسبت نقل گفته‌اى از شعوبيان نام برده و از زبان ايشان گفته « هركه بخواهد در صنعت بلاغت و معرفت غريب به كمال برسد و در لغت متبحّر گردد كتاب كاروند را بخواند » . « 2 » از آنچه در گفتهء جاحظ معرفت غريب ذكر شده است ، الفاظ و عبارات و تعبيرهايى اراده مىشود كه داراى معانى و مفاهيمى دور از اذهان مردم عادى باشند و معمولا اديبان و نويسندگان بليغ كه بر لغت احاطهء كامل و در آن قدرت تصرف دارند همراه با تشبيهات و ضرب المثلهايى ، نه مبتذل و پيش‌پا افتاده ، در نوشته‌هاى خود به كار مىبرند . يعنى عبارات و تعابيرى كه براى درك مفاهيم دقيق آنها احتياج به تفسير و شرح و بيان دارند و چون از شرائط بلاغت اين بوده كه سخن را در سطحى بالاتر از معمول قرار دهد ازاين‌رو دبيران و نويسندگان و اديبان اين‌گونه الفاظ و تعابير را كه مجموعا با عنوان « غريب » خوانده مىشده به درس مىخوانده و ملكهء خود مىساخته‌اند . اصطلاح « غريب » را معمولا براى اين‌گونه كلمات و تعابير در قرآن مجيد

--> ( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 20 . ( 2 ) . البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 10 .