محمد مهدى ملايرى
47
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عدد حروف و اصوات آن شصت حرف و صوت بود و هر حرف و صوتى يك شكل خاص به خود داشت . بعضى از آنها حرفهايى بودند كه تكرار مىشدند و بعضى هم حرفهايى بودند كه ساقط مىشدند . زيرا اختصاص به زبان اوستا نداشتند . و زردشت اين خط را ايجاد كرد و مجوس آن را دين دبيره مىخوانند ، يعنى كتابة الدين و كتاب اوستا در دوازده هزار پوست گاو و با قضيبهاى زرين ( بقضبان الذهب ) ( با شاخههاى زرين ، مينوى ) كنده و نوشته شد به زبان فرس قديم و « امروز كسى را نمىشناسيم كه آن زبان را بداند » ( 1 / 18 ) . استاد فقيد مجتبى مينوى پس از نقل اين عبارت مسعودى نوشته « و نزديك به يقين است كه مراد او خط و زبان پارسى اشكانى يا ساسانى نيست ؛ زيرا پارسى و پهلوى در زمان مسعودى هنوز خواندنى بوده ، پس مراد بايد خط ميخى و زبان اوستايى باشد » . « 1 » به نظر نمىرسد كه گفتهء مسعودى دربارهء فرس قديم كه آن را « اللغة الفارسية الاولى » ناميده و گفته « و لا يعلم احد اليوم معنى تلك اللغة » يعنى امروز كسى معنى اين زبان را نمىداند ، شامل خط ، يعنى ديندبيره هم بشود ، چنان كه مرحوم مينوى تصور كرده و براساس اين تصور ديندبيره را با خط ميخى و زبان اوستايى يكى شمرده . زيرا پيش از اين عبارت ، مسعودى خصوصيات اين خط را ذكر كرده و گفته آن خطى است داراى شصت حرف و صوت كه بعضى از آنها تكرار مىشوند و بعضى هم كه اختصاص به اوستا ندارند ساقط مىشوند « 2 » و اين مىرساند كه اين خط در زمان مسعودى شناخته بوده است . ابن نديم هم چنان كه گذشت ديندبيره را از جملهء پنج خطى ذكر كرده كه خود او ديده و مىشناخته و نمونهء آن را هم آورده ؛ هرچند در نسخهء چاپى الفهرست اين نمونه موجود نيست و ذكرى هم از عدد حروف و اصوات آن نشده است .
--> ( 1 ) . نامهء تنسر ، ص 141 ( حواشى و توضيحات ) . ( 2 ) . التنبيه و الاشراف ص 92 .