محمد مهدى ملايرى

426

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تفاوتهايى وجود دارد كه از آن چنين برمىآيد كه ابن قتيبه مطالب خود را از مأخذى به جز آنچه در اختيار تاريخ‌نويسان ديگر بوده نقل كرده و از همين‌رو است كه منقولات او از اين نامه حال و هواى ديگرى دارد و آنچه وى از اين نامه نقل كرده در كتابهاى تاريخى ديگر وجود ندارد بنابراين « عيون الاخبار » تنها مرجع تاريخى است كه اين قسمت از نامه خسرو پرويز در آن آمده است . چنان كه پيش از اين هم گفته شد ، مطالبى كه در تاريخها از اين نامه نقل شده عموما در ردّ اتهاماتى است كه در نامهء شيرويه بر خسرو وارد شده و در توجيه كارهايى است كه خسرو در زمان سلطنت خود به آنها دست زده ، كارهايى كه وى آنها را سودمند و لازم مىشمرد ، و اكنون آنها را از گناهان وى شمرده‌اند ، آهنگ‌نامه هم درشت و پرخاشگرانه است . ولى در آنچه در عيون الاخبار نقل شده چنين نشانه‌ها نيست ، در هيچ‌يك از آنها سخن از ردّ اتهام يا در دفاع از كارى ناروا و ناشايست نرفته ، بلكه در همه‌جا سخن از راهنمايى و ارشاد در ادارهء امور كشور و پند و اندرز است ، آن هم به گونه‌اى كه پدرى مشفق فرزندى مهربان را نصيحت كند نه پدرى كه در زندان پسرش در انتظار مرگ به سر مىبرد و به همين سبب هم اين احتمال مىرود كه آنچه در « عيون الاخبار » آمده از عهدى گرفته شده كه خسرو پرويز به نام ولىعهدش در زمان سلطنت خويش نويسانده بوده و طبق معمول پادشاهان آن زمان سربسته در خزانه نگهدارى مىشده تا پس از مرگ شاه آن را بزرگان باز و به مقتضاى آن عمل كنند . و اين عهد هم در همين تاج‌نامه‌اى كه ابن قتيبه در اختيار داشته مندرج بوده و او هم آن را از همان تاج‌نامه نقل كرده و شايد در همان تاج‌نامه هم اين عهد ضميمه نامهء خسرو پرويز از زندان كه شهرت بيشترى يافته بود گرديده است . كتاب سير العجم ( خداينامه ) : ديگر از مأخذ فارسى ابن قتيبه در « عيون الاخبار » كتاب خداىنامه است كه وى آن را به نام « سير العجم » كه ترجمهء عربى همان نام است ذكر كرده . ابن قتيبه از اين كتاب در چهار موضوع نقل كرده .