محمد مهدى ملايرى
420
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شكستن روحيهء محاصرهشدگان چه كارهايى انجام دهند . « 1 » 2 - در آيين تيراندازى : در آيين تيراندازى هم به جز اين قطعهاى كه ابن قتيبه از آييننامه نقل كرده ، كتاب ديگرى هم از فارسى به عربى با همين عنوان كه در عربى به نام « آداب الرمى » آمده ترجمه شده بوده كه ابن نديم آن را در همان صورتى كه از الفهرست ذكر كرديم آورده و گفته است كه آن كتاب تأليف بهرامگور بوده و بعضى هم گفتهاند تأليف بهرامچوبين بوده . بهرامگور و بهرام چوبين هر دو از مردان نامى دورهء ساسانى و از كسانى بودهاند كه به تيراندازى شهرت داشتهاند و از هريك از آنها داستانهايى در اين زمينه نقل شده و به همين سبب اين كتاب را مىتوان به هريك از آن دو منسوب دانست ولى بههرحال از آن كتاب هيچ اثرى نيست و تنها اثرى كه از كتابى در اين زمينه در دست است همين قطعهاى است كه ابن قتيبه از آييننامه نقل كرده . از اين قطعه چنين برمىآيد كه از كتابى گرفته شده كه براى تعليم مبادى و اصول اين فن نوشته شده و در واقع يك كتاب تعليمى بوده ، زيرا گذشته از ذكر رسوم و قواعد به روش تعليم و تمرين آن هم اشاراتى در آن هست . ظاهرا كتاب « آيين تيراندازى » شامل دستورهايى دربارهء انواع مختلف تيراندازيها كه بعضى جزء فنون جنگى و بعضى هم از بازيهاى ورزشى و قهرمانى به شمار مىرفتهاند بوده . قطعهاى كه ابن قتيبه از آييننامه نقل كرده دربارهء تيراندازى با نشّاب به برجاس و روش ياد دادن آن و نشانهگيرى است . « 2 » نشّاب يا نشّابه را اعراب به تيرهاى ايرانى مىگفتند كه با تيرهاى عربى كه آن را « سهم » مىخواندند فرق داشته ، برجاس هم كه كلمهاى فارسى و معرّب است به نشانهاى گفته مىشده كه در هوا قرار مىدادند در بالاى نيزه يا جاى ديگر . « به جز اين نوع تيراندازى نوع ديگرى هم باز از ايران به اعراب انتقال يافت كه آن تيراندازى با گلولههاى گرد با
--> ( 1 ) . اين قطعه مفصل را كه سه صفحه از عيون الاخبار را گرفته در ج 1 ، ص 112 - 115 آن كتاب خواهيد يافت . ( 2 ) . عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 133 .