محمد مهدى ملايرى
416
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شنيدههاى خود در آن از خواندههاى خود هم كه از كتابهاى موجود در زمان خودش برگزيده مطالبى در آن نقل كرده . در اينجا بايد بر آن گفته افزوده شود كه آنچه عيون الاخبار را از نظر تحقيق در سير تاريخى فرهنگ اين دوران انتقال اهميت خاص مىبخشد همين مطالبى است كه ابن قتيبه از كتابها و نوشتههاى موجود زمان خودش در آن نقل كرده زيرا كتابها و نوشتههايى كه با ذكر نام مطالبى از آن نقل كرده عموما آثار پيش از اسلام بودهاند كه در زمان ابن قتيبه در دسترس و مرجع اهل ادب و دبيران ديوان بوده و ابن قتيبه مطالبى كه از آنها نقل كرده يا از اصل پارسى و يا از ترجمهء عربى آنها گرفته و اين ترديد از آنرو است كه هم او خود پارسى مىدانسته و به احتمال زياد اصل آنها را در اختيار داشته و هم اين نوشتهها پيش از او به وسيلهء ابن مقفع و ديگران به عربى ترجمه شده بوده و ترجمهء عربى آنها هم در دسترس نويسندگان عربىزبان و از آن جمله ابن قتيبه قرار داشته است . و نكتهاى كه بايد بدان توجه داشت اين است كه اگر چند مورد محدود را استثنا كنيم تمام مطالبى كه ابن قتيبه از كتابها و نوشتههاى پيش از اسلام ايران در عيون الاخبار از لحاظ بررسى فرهنگ ايران بسى مىافزايد زيرا از روى آنها است كه مىتوان تا حدى به نوع مطالب و كيفيت آن كتابها و نوشتهها پىبرد . چه در آثار مؤلفان بعد مانند ابن نديم و مسعودى و ديگران هرچند دربارهء اين كتابها و مترجمان آنها اطلاعاتى آمده كه نشان مىدهد تا زمان آنها هنوز وجود داشتهاند ولى در هيچيك از آنها مطالب يا پارههايى از آن كتابها آنچنانكه در عيون الاخبار آمده نقل نشده بنابراين منقولات عيون الاخبار تنها سند موجود از آن آثار به شمار مىروند . منابع كتبى عيون الاخبار اگر دو سه موردى را كه از نوشتههاى جاحظ در آن نقل شده مستثنى كنيم همهء آنها منابع غير عربى يعنى نوشتههايى است كه از زبانهاى ديگر به عربى ترجمه شده و از ميان اين منابع غير عربى هم اگر چند