محمد مهدى ملايرى
407
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خوارزمى اختر دينك ( اختربين ) مىگفتند زيرا اختر منزل قمر است و آنها را به برجهاى دوازدهگانه تقسيم كرده بودند و آنها به اين منازل قمر داناتر از تازيان بودند ، دليل بر اين امر هم اين است كه نامهايى كه آنها براى اين دوازده منزل يا دوازده برج گذاشتهاند درست منطبق با صور فلكى است ولى نامهاى عربى و همچنين صور فلكى آنها منطبق با واقع نيست و اگر در نامهايى كه آنها براى ستارگان ثابت گذاردهاند دقت كنى درمىيابى كه آنها از علم بروج و صور آسمانى به كلى بىبهره بودهاند . اگرچه ابو محمد عبد الله بن مسلم بن قتيبه جبلى در اين باب در جميع كتابهايش و به خصوص در كتاب تفصيل العرب على العجم در اين باره گزافهگوييها كرده و پنداشته كه تازيان داناترين ملتها به ستارگان و فرازگاه و فرودگاه آنها بودهاند و من نمىدانم كه آيا او واقعا به آنچه كه كشتكاران و برزگران در هر ناحيه و سرزمينى دربارهء آغاز كارهاى كشاورزى و ساير كارهاى خود و شناختن وقت هريك از آنها مىدانند وقوف نداشته يا خود را به نادانى زده زيرا كسى كه آسمان سقف او باشد و جز آن پوششى نداشته باشد و پيوسته ستارگان را به بيند كه به يك نظام طلوع و غروب مىكنند اين مقدار از آگاهى وى نسبت به طلوع و غروب آنها براى وى طبيعى مىشود و اگر در كتب انواء و به خصوص كتاب ابن قتيبه كه آن را به علم مناظر نجوم اختصاص داده بنگرى خواهى دانست كه تازيان در اين باره بيشتر از آنچه كشاورزان و برزگران هر بقعه و سرزمينى از جهان در اين باره مىدانند نمىدانستهاند ليكن ابن مرو ( مقصود ابن قتيبه است ) در آنچه وارد مىشود گزافه كار است و خالى از منش جبلى يعنى استبداد به رأى نيست . و سخن او در كتاب ( تفصيل العرب على العجم ) دلالت دارد بر كينهها و حقدها ؟ كه ميان او و فارسيان بوده زيرا او به تفصيل عرب بر آنها اكتفا نكرده بلكه آنها را رذلترين ملتها و پستترين آنها و انذل از همه شمرده و آنها را به كفر و دشمنى با اسلام توصيف كرده بيشتر از آنچه خداوند اعراب را در سورهء توبه بدان متصف ساخته است و به اندازهاى زشتيها به آنها نسبت داده كه اگر كمى مىانديشيد و سابقهء قومى را كه بر آنها