محمد مهدى ملايرى

406

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از كتابهايى كه به او نسبت داده شده آمده كه برخى از آنها محل ترديد است . دربارهء شخص او و عقايدش نظرهاى متفاوت و گاه متناقض ديده مىشود . بسيارى از علماى سلف او را به راست‌گويى و امانت و اخلاص ستوده و او را در اين صفات به پايگاهى بلند رسانيده‌اند ولى برخى هم دربارهء او سخنانى ناروا گفته‌اند و حتى او را به اجماع امت كذاب شمرده‌اند . « 1 » مسعودى در جايى كه از قبله سخن رانده گويد ما مقدارى از اين مطالب را در كتاب « اخبار الزمان » خود آورده‌ايم . اينها را ابو حنيفهء دينورى در كتاب خويش ذكر كرده بود ولى ابن قتيبه آنها را از آن برداشته و به كتابهاى خودش منتقل ساخته و از آن خودش كرده . ابن قتيبه اين كار را با بسيارى از كتابهاى ابو حنيفه دينورى كرده است . « 2 » مسعودى اين مطلب را در فصلى از كتاب خود آورده كه در آن آثار سماوى و تأثير ستارگان را در طبيعت و انسان شرح داده يعنى مطالبى كه معمولا در علم نجوم و علوم طبيعى مورد گفتگو است و دانشمندانى را هم كه در اين فصل نام برده همه آنها از كسانى هستند كه به علم نجوم شهرت يافته‌اند مانند بطلميوس و كندى و خاندان منجم و احمد بن طيب و ما شاء الله و ابو معشر و خوارزمى و مانند اينها . بنابراين مىتوان احتمال داد كه كتابى را كه در اينجا از ابو حنيفه ذكر كرده كه ابن قتيبه مطالب آن را به كتابهاى خود منتقل ساخته كتابى بوده است در همين‌گونه از معارف عصر . بيرونى هم دربارهء ابن قتيبه بهتر از مسعودى نيست و چون نوشتهء ابوريحان جنبه‌هاى مختلفى از كارهاى ابن قتيبه را دربرمىگيرد ترجمهء قسمتى از آن در اينجا عينا نقل مىشود . ابوريحان پس از شرح نسبتا مفصلى كه از جشنهاى مردم خوارزم و ماه و روز و تاريخ وقوع آنها ذكر كرده گويد : ايشان منازل ماه را هم به كار مىبردند و احكامى هم از آنها استخراج مىكردند و به همين سبب منجم را به زبان

--> ( 1 ) . مانند حاكم ، بنقل سيوطى و داودى از او . ن . ك . مقدمهء عيون الاخبار ، ص 21 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 442 .