محمد مهدى ملايرى
395
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بر سپاهيان بر هر صد نفر يك رئيس و بر هر پنجاه نفرى يك قائد قرار بده و هيچكس را به طمع مينداز كه از قائدى به قائد ديگر منتقل شود . « 1 » عهد قباد به پسرش خسرو انوشروان و ديگر از اين عهدها كه به عربى ترجمه شده بوده عهد قباد به پسرش خسرو انوشروان بوده كه ابن طباطبا قطعهاى از آن را در كتاب تاريخ الدول الاسلاميه نقل كرده كه برگردان فارسى آن چنين است : « اى فرزند هرگز با بخيل تنگنظر مشورت مكن زيرا او تو را از رسيدن به غايت فضل باز مىدارد و از آدم ترسو نيز نظر مخواه زيرا او در هنگامى كه بايد از فرصتى بهره گرفت كار را بر تو دشوار جلوه مىدهد و فرصت از دست مىرود . منفورترين مردم نزد تو آنها باشند كه بيش از همه نزد تو به عيبجويى ديگران مىپردازند . در ميان عيبها هست كه از تو بيش از هركس ديگر سزاست تا آنها را پوشيدهدارى و از آشكار شدن آنها ناخشنود شوى . تو حاكم بر برون هستى و حكم بر نهان با خداست . براى مردم هم آنچه را كه براى خود نمىپسندى مپسند . و نهان مردم را بپوشان تا خداوند هم آنچه را كه مىخواهى پنهان ماند بر تو بپوشاند . در تصديق سخنچينان شتاب مكن زيرا سخنچينان اگرچه سخن به نصيحت گويند دورو و فريبكارند . به مردم از عفو و گذشت خود آن اندازه ارزانىدار كه مىخواهى آنكه بالاتر از تو است همان اندازه به تو ارزانى دارد » . « 2 » در شاهنامه هم اين عهد به اختصار ياد شده . از آن اين ابيات است : يكى نامه بنوشت پس بر حرير * بدان خط شايستهء دلپذير
--> ( 1 ) . چون معلوم نيست كه براى مناصب سپاهى چه نامهايى در پارسى به كار مىبردهاند در اينجا هم رئيس و قائد به همانگونه كه در ترجمه عربى آنها آمده به كار گرفته شد . ( 2 ) . تاريخ الدول الاسلامية ، ص 65 .