محمد مهدى ملايرى

388

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

« پادشاهان پيش از ما آنهايى را كه به نام دين از ايشان عيب‌جويى مىكردند با نيرنگ بدعت‌گذار در دين مىخواندند و بدين‌سان اين دين بود كه آنها را به هلاكت مىرساند و پادشاهان را از آنها آسوده مىساخت . . . » . « 1 » اينها نمونه‌هايى بود از مطالبى كه در عهد اردشير آمده كه چون مجموعه‌اى از تجاربى بوده كه در همه دوره‌ها براى حاكمان كمال مطلوب بشمار رفته ترجمه عربى آن هم در دوران خلفا مانند اصل پارسى آن در دوران ساسانى ، مورد توجه و اهتمام بوده و چنان كه گذشت از منابع مهم فرهنگ حاكمان و دبيران ديوان به شمار مىرفته و به همين سبب آن را در عربى براى سهولت حفظ آن به نظم هم درآورده بودند . « 2 » از آنچه گذشت مىتوان اين مطلب را به خوبى دريافت كه علت آنكه عهد اردشير در دوران خلافت اسلامى و به خصوص در دوران عباسى هم مانند دوران ساسانى همچنان مطلوب حاكمان و نقدادى ايشان باقى مانده اين بوده كه همهء مطالب آن و در رأس آنها مسأله پيچيده دولت كه در آن آمده ، در خلافت عباسى هم به همان روال مىگشت كه در دوران ساسانى . خلافت عباسى هم دولتى بود كامل عيار كه مانند دولت ساسانى تمام امور مربوط به دين را هم در قبضهء اختيار خود داشت . خلفا خود را امير المؤمنين مىخواندند و برخى از تشريفات پرطمطراق و پرتجمل مذهبى را هم خود آنها انجام مىدادند بنابراين براى اينكه پيوسته قدرت سلطنت و زعامت دينى را در خود داشته باشند و از

--> ( 1 ) . متن عربى ، ص 7 . ( 2 ) . عهد اردشير را بلاذرى مؤلف كتاب فتوح البلدان كه يكى از مترجمان آثار پارسى به عربى بوده است به شعر عربى ترجمه كرده بود ، الفهرست ص 113 . اينوسترانزف عهد اردشير را براى تأليفاتى كه در اين زمينه در ادبيات عربى به وجود آمده مانند رسائل عمر بن حمزه و كتاب اليتيمه ابن مقفع و رسائل احمد بن يوسف دبير مأمون نمونه و سرمشق دانسته و به گفته وى مقدارى از مطالب آن را مىتوان در كتاب « التنبيه » تأليف احمد بن ابى طاهر يافت . ( فرهنگ ايرانى . . . چاپ دوم ، ص 318 ) . دربارهء كتاب اليتيمه ابن مقفع اين نكته قابل ذكر است كه ابن مقفع آن را از كتابهائى شمرده كه ابن مقفع از پارسى به عربى برگردانده و به نظر نمىرسد كه ربطى با عهد اردشير داشته باشد .