محمد مهدى ملايرى

382

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

با گروهى از ايرانيان بسيار خلوت مىكرد تا براى او از سياستهاى پادشاهان و به خصوص از پادشاهان بزرگ ايران و به ويژه انوشروان بخوانند . زيرا وى به آن پادشاهان با نظر اعجاب مىنگريست و بسيار از آنان پيروى مىكرد . انوشروان خود به سيرت اردشير اقتدا مىكرد و خود را مكلف به پيروى از او و از عهدش ساخته بود و ديگران را هم به اين كار وامىداشت ، و اردشير هم خود از بهمن و كورش پيروى مىكرد و اينها از بزرگترين و جليل‌ترين پادشاهان ايران و از فضلاى ايشان و درخور آن بودند كه از كارها و سيرتهاى ايشان پيروى شود و سياستهاى آنها را بياموزند و خود را همانند ايشان سازند . « 1 » خصلتهايى كه در اين عهد براى يك فرمانرواى نيك‌منش ذكر شده كه خود را بدانها بيارايد از قبيل اين‌كه از تنگ‌چشمى و از دروغ بپرهيزد ، زود خشم و كارگريز و ترسو نباشد ، از قدرت خويش براى كار نيك و كسب فضائل بهره گيرد ، خوددار و پرشكيب باشد و مگذارد كه هواى نفس بر رأى و خردش چيره گردد و نسبت به گذشتگان حق‌شناس باشد و حرمت ايشان را نگه دارد و خود را برتر از ايشان نشمرد تا آيندگان نيز حرمت وى نگه دارند و بدينسان سنّت گذشته حفظ گردد و دولت پايدار ماند . يا مسائل و مشكلاتى كه فرمانروا با آنها درگير خواهند شد مانند مشكل خويشان و نزديكان ناصالح يا مشاوران و ناصحان نادرست يا مشكل پراكندگى فكرى در جامعه كه منجر به اختلاف و چند دسته‌گى ميان آنها شود و آنها را از پايدارى در برابر دشمنان باز دارد يا مسائل ديگرى كه در اين عهد به تفصيل ياد شده همهء آنها يا از خصلتهايى است كه در همهء دوره‌ها از همهء حاكمان نيك‌سيرت زيبنده و درخور است يا از مسائل و مشكلاتى است كه همه فرمانروايان هميشه و در هرجا با آن روبه‌رو بوده و هستند چه شاه ساسانى باشد و چه خليفه اموى و عباسى و چه حاكمى از قماش ديگر و در جاى ديگر . آنچه در اين عهد قابل تأمل مىنمايد اين است كه در آن تنها به ذكر

--> ( 1 ) . تجارب الامم ، ج 1 ، ص 459 چاپ عكسى به تصحيح كيتانى .