محمد مهدى ملايرى
373
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گفتار شانزدهم « عهود » ( عهدها ) عهد اردشير * عهد شاپور به پسرش هرمزد * عهد قباد به پسرش خسرو انوشيروان * عهد كسرى انوشروان به پسرش هرمز * عهد خسرو پرويز به پسرش شيرويه عهد به فرمانها و احكامى گفته مىشده كه براى واگذارى مقامى يا منصبى بزرگ از سوى فرمانروايان بزرگ به فرمانروايان كوچكتر صادر مىشده و كاملترين نمونهء آن فرمانى بوده از شاهان كه در آن جانشين خويش را تعيين مىكردهاند و به همين سبب هم جانشين شاه را ولىعهد خواندهاند يعنى كسى كه مسؤول آن عهد و اجراكننده مفاد آن بوده و در گفته ابن المدبر و مسعودى و همچنين در هرجا كه در مورد آثار پارسى عهود به كار رفته مراد همين فرمانهاى جانشينى است كه چون معمولا شامل سفارشها و اندرزهايى در آيين كشوردارى و حسن سيرت و سلوك نيز بوده در مآخذ اسلامى گاهى مطالب آنها با عنوان وصية و وصايا هم ياد شده است . اين عهدها ، از آنجا كه به نام بالاترين مقام كشور و به دست تواناترين نويسندهء ديوان نوشته مىشدهاند قهرا بهترين نوشتهء نوع خود و داراى تمام صفات و شرائطى بودهاند كه يك نوشتهء بديع و بليغ ديوانى و دربارى به شرحى كه گذشت مىبايستى دارا باشد و به همين سبب هم اين عهدها از بهترين